منابع و ماخذ پایان‌نامه b (3429)

ir/search/%D9%BE%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C/” title=”پرخاشگری”>پرخاشگری متغییر وابسته
پیشرفت تحصیلی متغیر مستقل
دانش آموزان مقطع دوم و سوم و چهارم و پنجم : متغییر کنترل شده
تعاریف عملیاتی واژه ها و مفاهیم
پرخاشگری عبارتند از صدمه زدن به خود یا گیری باشدو آنچه حائز اهمیت است ، قصد ونیت رفتارکننده یعنی آسیب رسانیدن و رفتاری که به دیگران آسیب می رساند و به معنی در لغت به معنای ستیزه و تندی کردن آمده و معادل انگلیسی آن Aggression است اما در اصطلاح یک واکنش عمومی و پدیده نابهنجار اجتماعی است که به قصد آزار کسی یا آسیب رساندن به چیزی ابراز می شود
و در کل یک رفتار آسیب زا در صورتی پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد به منظور صدمه زدن به دیگری انجام پذیرد

و بالاخره عبارتند از نمره آزمودنی که از آزمون پرخاشگری بدست آورده است

پیشرفت تحصیلی عبارتند از مؤفقیت و عرصه های آموزشی و تحصیلی دانش آموزان که جمع نمرات بدست آمده در یک سال تحصیلی به عنوان معدل یا میانگین به حساب می اید که در صورت مؤفقیت به آن پیشرفت تحصیلی در حد بالا عنوان می شود

فصل دوم
پیشینه وادبیات تحقیق
مقدمه
” پرخاشگری ” در لغت به معنای ستیزه و تندی کردن آمده 1و معادل آن در زبان انگلیسی واژه Aggression است 2 اما در اصطلاح ir/search/%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8/” title=”اضطراب”>اضطراب بالایی دارند بیشتر عصبانی می شوند

عجز ( Frustration ) : عجز یکی دیگر از عوامل رایج شکل گیری خشم است
هنگامی که به صورت مرتب موانعی غیر قابل عبور در مسیر حرکت مان ایجاد می شود به گونه ای که دیگر قادر به برطرف کردن آنها نیستیم خشمگین می شویم
بنابراین در این حالت باید به چاره جویی چگونگی برخورد خود با این عوامل بپردازیم زیرا که خشم ما در واقع نه علت بلکه معلوم این عوامل است

بی عدالتی : پر واضح است که نمایش ظلم ، استثمار و پایمال کردن حقوق انسان ها ، خشم ما را بر می انگیزد

روابط جریحه دار شده : بخش عمده ای از خشم ، ریشه در روابط آسیب دیده ما با دیگران دارد
برای درمان خشم باید آن روابط اصلاح گردند

تظاهرات خشم
به هنگام عصبانی شدن ، چهره بر افروخته می شود و فرکانس گفتار تغییر می کند
گاه نفس های شخص تندتر می شود
کلام فرد عصبانی به وضوح قابل تشخیص است
اگر این تجلیات جزء مظاهر طبیعی خشم باشند ، می توان به تجلیاتی اشاره کرد که در ظاهر قابل تشخیص نیستند اما در واقع موید خشم شخص اند
از جمله این عوامل می توان به غیبت کردن اشاره کرد
غیبت را می توان انتقامی ظریف و زیرکانه دانست که ریشه در خشم فرو خورده فرد دارد
زمانی که نمی توانیم آشکارا ناراحتی خود را به دلایل گوناگون ابراز کنیم ، به غیبت متوسل شویم
در واقع غیبت می تواند ابزار ابراز خشم ما باشد
گاه نیز خشم خود را با بیان شوخی ها و جوک هایی ابراز می کنیم که در آنها فرد مورد خشم ما به باد تمسخر گرفته می شود
همانگونه که گفته شد این نوع تظاهرات در وهله اول از دید دیگران معرف خشم نیستند اما به واقع طرق متفاوت ابراز عصبانیت ما هستند

عملکردهای رایج پیرامون خشم
انکار : بسیار دیده شده است که اشخاص عصبانی خود هستند
این واکنش گرچه ظاهراً گاه خبر از تعادل عاطفی ما در مقابل دیگران می دهد اما معرف حقیقیت نیست و توسل دائم به آن می تواند صدمات بسیاری به ما وارد کند
خشم فرو خورده می تواند به زخم معده ، فشار خون بالا ، ترس و اضطراب شدید و گاه حملات قلبی منجر شود

سرکوب : در این واکنش خشم خود را به لایه های تحتانی روح و روان خود منتقل می کند زیرا که نمی تواند با آن روبرو شود
علاوه بر تاثیرات جانبی بسیار مخرب بالا ، خشم سرکوب شده می تواند در درازمدت به کینه و تلخی منجر شود که نگرش فرد را نسبت به خود و محیطش به طرز منفی تحت تاثیر قرار دهد

انفجار مستقیم ( خشم فعال ) : مهمترین قربانی این واکنش است که مورد خشم ما واقع می شود
گاه آسیب های فیزیکی و روحی روانی آن هرگز از خاطره پاک نمی شود
انفجار خشم همانند آتشفشانی است که مواد مذاب آن جز ویرانی اطراف خود ثمره دیگری به بار نمی آورد

علل بروز پرخاشگری
پرخاشگری کودکان و نوجوانان در نهاد خانواده ، علل و انگیزه هایی دارد که به طور اجمال می توان به موارد زیر اشاره کرد :
1- خشونت خانوادگی : امروز تجربیات و مشاهدات عینی از ظهور و شیوع پدیده به تبع شدت گستره و مداومت آن از آشفتگی های عاطفی و روانی اعضای خانواده حکایت دارد
کودکانی که در خانواده شاهد خشونت اند استفاده از این پدیده را برای رفع اختلاف ها مقبول تلقی می کنند
در جریان یک رشته بررسی کودکان الگوی زنده ای را دیدند که نسبت به یک خرس عروسکی پرخاشگری می کرد
سپس شرایط مهیا شد تا با خرس بازی کنند
کودکان هر چیزی را که مشاهده می کردند با آن خرس انجام می دادند اگر رفتار پرخاشگرانه را شاهد بودند پرخاشگری می کردند و اعمال مثبت و سازنده ای می دیدند همان اعمال را تقلید می کردند بنابراین در خانواده هایی که یکی از والدین یا هر دو خشونت طلب و پرخاشگر باشند کودکان مخصوصاً ضسرها ، پرخاشگر بار می آیند9
2- گسستگی کانون خانواده
از دیگر مولفه های مهم در ایجاد پرخاشگری فرزندان ، گسسته شدن پیوندهای عاطفی میان اعضای خانواده است
وجود درگیری و نزاع در محیط خانواده سبب می شود که کودک امنیت خود را از دست رفته ببیند
10هم چنین در بسیاری از خانواده ها پدر و مادر حضور فیزیکی دارند ، اما متاسفانه حضور واقعی آنان برای فرزندان به دلایلی محسوس نیست
در برخی خانواده ها نیز پدر و مادر یا هر دو به عللی همچون : طلاق ، مرگ و میر و

نه حضور ظاهری دارند و نه حضور واقعی
تحقیقات نشان داده است که در صورت مرگ پدر در سنین کودکی فرزند و نبودن الگوی همانند سازی برای پسران میزان پرخاشگری آنان در حد بالایی افزایش می یابد
75 درصد از پسران پرخشگر از وجود پدر محروم بوده یا الگوی فردی برای یادگیری نداشته اند
11
3- وجود تضاد در دستورهای والدین
عامل دیگری که باعث بروز پرخاشگری در کودک می شود ، وجود تضاد در اوامر و دستورهای والدین است ، بدین معنا که پدر یا مادر فرزند را به انجام کاری فرمان می دهد ولی بلافاصله او را از انجام دادن آن باز دارد یا بر عکس کاری را که قبلاً برای او تحریم کرده است تجویز کند و دوباره تحریمش نماید
این بی دقتی در ارجاع وظیفه کودک را مردد و نگران می سازد و سبب می شود که رفتار ضد اجتماعی پرخاشگری در او بروز کند
12
4- ناهماهنگی در پی گیری یک روش تربیتی
بعضی از والدین دائماً در حال تغییر برنامه های تربیتی کودک خودند
این ناهماهنگی در برنامه ها به مرور باعث و خیم شدن مشکلات رفتاری فرزند می گردد
اگر قوانین خانه هماهنگ و ثابت نباشد کودک متوجه می شود که گاهی اوقات می تواند قوانین را زیر پا بگذارد و نافرمانی خود را تقویت کند و سرانجام در برابر تغییرات مقاومت نماید
لذا هر زمانی که تصمیم گیرد می توان تشویق ها و جریمه هایی را که در خانواده مشخص گردیده است نادیده بگیرد و پرخاشگری خود را تقویت کند
13
5- فشار روانی (ir/search/%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C/” title=”هیجانی”>هیجانی شده در انتخاب فرد مقصر و بی گناه دچار نوعی سر در گمی می گردند
در این میان والدین فرزندان خود را به قضاوت می خوانند یا هر یک سعی می کنند دیگری را متهم کند که او عوامل اختلاف است
کودک یا نوجوان که به هر دو علاقمند است و در عین حال آمادگی کافی ذهنی برای پذیرش بعضی از مسایل را ندارد ، در بین کشمکش والدین به دو جهت مختلف سوق داده می شود تا این که به پشتیبانی یکی برخاسته دیگری را نفی می کند و در این صورت مورد غضب طرف مقابل قرار می گیرد یا هر دو را مقصر می داند که در این صورت به طور کامل طرد می شود
بدین ترتیب در انتخاب سرگردان است و در واقع مایل به انتخاب گناهکار یا بی گناه نیست
او هر دوی آنها را دوست می دارد و می خواهد در محیط آرام و بی جنجالی زندگی کند و چون از چنین محیطی محروم می گردد برای فرار از نزاع های دائمی منزل برای خود راهی نظیر : فرار از منزل ، لجبازی و پرخشگری انتخاب می کند به طوری که با قوانین و جامعه هر دو ستیز می کند
17
9- کمبود محبت
مهر و محبت در تکوین شخصیت هر فرد تاثیر بسزایی دارد و محرومیت عاطفی موجب بروز اختلال در رفتار می گردد
تحقیقی که در غرب درباره بزهکاران انجام شده است نشان می دهد که 91 درصد مجرمان در ارتباط با ارتکاب جرم به نحوی دچار مشکل عاطفی – هیجانی بوده اند
18 رشد عاطفی با ارضای متعادل نیازهای عاطفی به وجود می آید
اهمیت رشد عاطفی در این است که می تواند زیر بنای رشد اجتماعی باشد کودک با هر سطحی از رشد عاطفی در خانواده در خانواده وارد جامعه شود به همان اندازه می تواند در محیط اجتماعی سازگاری خود را حفظ کند
عدم رشد عاطفی کودک را در محیط و در مناسبات اجتماعی دچار مشکل می سازد
کودکی که از لحاظ عاطفی در محیط خانواده مشکل دارد با هر محرک کوچکی برانگیخته می شود و پرخاشگری می کند لذا وقتی وارد اجتماعی می شود نمی تواند با هر موقعیتی خود را سازگار سازد
چنین فردی به راحتی مناسبات اجتماعی خود را بر هم می زند و رفتاری از خود نشان می دهد که علامت عدم رشد وی در بعد اجتماعی است و ارضای متعادل نیاز به محبت رد عاطفی را در کودک هموار و تسهیل می کند

کودکی که از لحاظ عاطفی در خانه رشد یافته است محبت را بیرون از خانه جست و جو نمی کند زیرا خانواده را کانون محبت و محل کسب امنیت روانی می بیند
در مقابل کودک یا نوجوانی که نیاز محبت او در خانواده ارضا نمی شود کمبود محبت را دربیرون از خانه جست و جو می کند و ممکن است به انواع رفتارهای نابهنجار یا مکانیزم های دفاعی متوسل شو که یکی از آن ها پرخاشگری است

10 _ تنبیه و سهل گیری
بعضی از روش های فرزند پروری با پرخاشگری کودکان رابطه دارد که مهم ترین آن ها عبار ت است از : سهل گیری و تنبیه کردن
فرزندان پدر و مادرهای سهل گیر معمولاً پرخاشگر می شوند
علاوه بر این پدر و مادرهایی که فرزندشان را تنبیه می کنند نیز پرخاشگرتری دارند
بیشترین پرخاشگری به کودکانی تعلق دارد که والدینشان به طور هم زمان آنان را تنبیه می کنند و سهل می گیرند
اگر والدین اجازه دهند که فرزندشان تکانه های پرخاشگرانه اش را تخلیه کند فرزند تصور خواهد کرد که این کار مقبولی است و اگر هم پرخاشگری او را به شدت تنبیه کند ناکامی و عصبانیت را در او ایجاد می کنند که خودش زمینه ساز پرخاشگری بیشتر می شود

پدر و مادرها غالباً رفتار فرزند پرخاشگر خود را به خوبی زیر نظر نمی گیرند و نظارت تربیتی یکنواختی بر وی ندارند
این والدین برای هر تخلفی فرزندشان را تنبیه بدنی می کنند و دردسرهای بیشتر از سوی فرزندشان راپیش بینی می کنند
19
والدین و کودکان پرخاشگر
کودکان با پیدا کردن نقاط ضعف دیگران برای رسیدن به مقصود خود متوسل به اذیت و آزار می شوند یکی از دلایل افزایش پرخاشگری کودکان در سن 2 سالگی ، فهمیدن آنها در مورد زندگی خود است
هر چه سن کودک بالاتر می رود ، عوامل بروز پرخاشگری نیز متوقف می شود
هر کس در طول زندگی خود دچار اشتباهات زیادی می شود که برخی از آنها می تواند باعث بروز ناراحتی روحی و یا حداقل تاثیر بر روح و روان آدمی شود
کودکان نیز از این قاعده مستثنی نیستند و در بروز این حالات و نحوه برخورد با آنها پدر و مادر نقش اساسی بازی می کنند بعضی از دانشمندان علم تعلیم و تربیت بیان می کنند : کودکان ، آینه تمام نمای والدین هستند و هر آنچه والدین در خود می بینند مایلند که در کودکانش نیز باشند
به همین دلیل از پدر و مادری پرخاشگر فرزندی عصبانی و روح آزار به وجود می آید و از والدین با احساس مسئولیت و مثبت کودکی با رفتار مطلوب و مثبت تربیت می شود
البته نباید نقش جامعه را نیز از نظر دور داشت متاسفانه در جامعه کنونی و در خانواده ها حالت لجبازی و پرخاشگری فراوان دیده می شود

چرا کودک پرخاشگر می شود
بعضی از دانشمندان پرخاشگر ی را به عوامل وراثت نسبت می دهند غزالی می گوید : اگر خشم از حد فراتر رود به تهور تبدیل می شود و اگر ناقص شود فرد ترسو بزدل می شود که این افراد به عنوان کسانی که اعتماد به نفس ندارند تملق گرا هستند و مذلت را ترجیح می دهند شناخته می شوند
اما اگر این قوه تربیت شود فرد به صفت شجاعت موصوف می شود

کودکان با پیدا کردن نقاط ضعف دیگران ، برای رسیدن به مقصود خود متوسل به اذیت و آزار می شود یکی از دلایل افزایش پرخاشگری کودکان در سن 2 سالگی فهمیدن آنها در مورد زندگی خود است هر چه سن کودک بالاتر می رود بروز پرخاشگری نیز متغیر می شود
به عنوان مثال در بین سنین 3 تا 6 سالگی جدال جسمانی برای اثبات مالکیت کاهش می یابد و در عوض پرخاشگری کلامی مانند تهدید ، آزار ، توهین ، جیغ زدن و

افزایش می یابد
بروز حالت پرخاشگری و میزان آن در بین دختران و پسران متفاوت است

تفاوت پرخاشگری در دوران پیش دبستانی در هر جنس ، چندان مشهود نیست اما در دوران مدرسه و ابتدایی کاملاً واضح است و با افزایش سن ، تفاوت پرخاشگری در هر جنس کاهش می یابد
در دوران ابتدایی و بالاتر پسران و دختران تفاوت فاحشی از نظر بروز پرخاشگری نسبت به دوران در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

مقاله , ,

دیدگاهتان را بنویسید