واژگان کلیدی: ، حقوق کودک، ازدواج موقت،ازدواج دائم، وطی به شبهه، نکاح فاسد، نکاح باطل، ولد زنا، ازدواج‌های نوظهور، ازدواج مسیار،ازدواج عرفی،ازدواج سری،ازدواج مدنی،ازدواج فرندی، ازدواج سفید،نکاح معاطاتی و نکاح جهادی،مذهب.

فهرست مطالب
مقدمه1
1-بیان مسئله2
2- ضرورت و اهمیت تحقیق3
3- پرسش های تحقیق4
4- پیشینه و سابقه تحقیق4
5- فرضیه تحقیق5
الف) فرضیه اصلی5
ب) فرضیه فرعی5
6- روش تحقیق5
7- اهداف تحقیق6
فصل اول:مفهوم شناسی
1ـ1تعریف حق8
1ـ2 تعریف طفل9
1ـ2ـ1طفل در لغت9
1ـ2ـ2 طفل در قرآن10
1ـ2ـ3 تعریف طفل نزد فقها10
1ـ3 تعریف ازدواج12
1ـ3ـ1 ازدواج در لغت12
1ـ3ـ2 نکاح در لغت13
1ـ3ـ3 منظور ازازدواج13
1ـ4 ارکان ازدواج دائم16
1ـ4ـ1 ارکان ازدواج در امامیه16
1ـ4ـ2 ارکان ازدواج در اهل سنت16
1ـ5 ارکان ازدواج موقت17
1ـ6 شرایط ازدواج19
1ـ6ـ1معناى شرط19
1ـ6ـ2 شرط در لغت19
1ـ6ـ3 شرط در اصطلاح منطقیون19
1ـ6ـ4 شرایط عقد ازدواج در امامیه20
1ـ6ـ5 شرایط ازدواج در اهل سنت20
1ـ6ـ6 الفاظ عقد ازدواج در مذاهب21
1ـ6ـ7 “ولی ” در نکاح22
1ـ6ـ8 ولی در عقد ازدواج امامیه22
1ـ6ـ9 ولی در عقد ازدواج اهل سنت23
1ـ6ـ10 شرایط ازدواج موقت24
1ـ6ـ11مواردى که متعه حرام است:24
1ـ6ـ12 مواردى که متعه کراهت دارد:25
1ـ7 احکام زوجه در ازدواج موقت25
1ـ8 ازدواج صحیح، ازدواج فاسد و ازدواج باطل نزد اهل سنت26
1ـ8ـ1عقد ازدواج صحیح26
1ـ8ـ2 عقد ازدواج فاسد27
حالاتی که ازدواج فاسد می‌شود:27
1ـ8ـ3 عقد ازدواج باطل28
حالاتی که ازدواج باطل می‌شود:28
1ـ9 ازدواج‌های نوظهور29
1ـ9ـ1منظور از نوظهور29
1ـ9ـ2 نکاح مسیار30
1ـ9ـ2ـ1 مفهوم لغوی مسیار30
1ـ9ـ2ـ2 مفهوم اصطلاحی نکاح مسیار31
1ـ9ـ2ـ3حکم ازدواج مسیار در فقه معاصراهل سنت32
1ـ9ـ2ـ3ـ1 اباحه همراه با کراهت احیاناً32
ازدواج النهاریات و لیلیات34
1ـ9ـ2ـ3ـ2 تحریم یا عدم قبول ازدواج مسیار شرعاً34
1ـ9ـ2ـ3ـ3 توقف34
نظر امامیه در مورد گذشتن زن از حقوق خود35
1ـ10 ازدواج عرفی35
1ـ10ـ1عرفی در لغت35
1ـ10ـ2 عرفی در اصطلاح36
1ـ10ـ3 مقصود از ازدواج عرفی36
1ـ10ـ4 خصوصیات ازدواج عرفی و مشخصه‌های آن38
1ـ11 ازدواج سری39
1ـ11ـ1 سر در لغت39
1ـ11ـ2 ازدواج سری در اصطلاح39
1ـ11ـ3 انواع ازدواج سری و حکم شرعی آن39
1ـ12 ازدواج مدنی41
1ـ12ـ1 مدنی در لغت41
1ـ12ـ2 ازدواج مدنی در اصطلاح41
1ـ12ـ3 حکم شرعی ازدواج مدنی42
1ـ13 ازدواج فرندی (دوستی)43
1ـ13ـ1 مقصود از ازدواج فرندی43
1ـ13ـ2 ازدواج مِیسَر یا فرندی43
1ـ13ـ3 میسر در لغت43
1ـ13ـ4 سبب نامیده شدن این ازدواج به ازدواج فرندی43
1ـ13ـ5 حکم شرعی ازدواج فرندی44
1ـ14 ازدواج سیاحی46
1ـ14ـ1 سیاحی در لغت و اصطلاح46
1ـ14ـ2 حکم شرعی ازدواج سیاحی46
1ـ14ـ3 مقصود از ازدواج سیاحی47
1ـ15 ازدواج معاطاتی47
1ـ15ـ1 مفهوم معاطات47
1ـ15ـ2 منظور از نکاح معاطاتی47
1ـ15ـ3 نظریه صحت نکاح معاطاتی48
1ـ15ـ4 نظریه بطلان نکاح معاطاتی49
1ـ16 ازدواج سفید50
1ـ17 نکاح جهادی51
1ـ18تعریف مذاهب خمسه52
1ـ18ـ1 معرفی مذهب إمامیه52
1ـ18ـ2 معرفی اجمالی مذاهب اربعه53
1ـ19 نظر علمای امامیه در مورد حکم شرعی ازدواج های نو ظهور56
1ـ19ـ1 آیت الله العظمی علوی گرگانی (مد ظله):56
1ـ19ـ2 آیت الله العظمی سبحانی (مد ظله):57
1ـ19ـ3 آیت الله شبیری زنجانی (مد ظله):57
1ـ19ـ4 آیت الله مکارم شیرازی (مد ظله):58
فصل دوم:حقوق کودکان از نگاه علمای امامیه
2ـ1 حق ثبوت نسب کودک60
2ـ1ـ1 نسب در لغت60
2ـ1ـ2 نسب در اصطلاح60
2ـ1ـ3 قاعده الفراش61
تعریف الفراش61
2ـ1ـ4 تعریف قاعده الفراش62
2ـ1ـ5 راه های اثبات نسب63
2ـ1ـ6 شرایط الحاق طفل به زوج64
2ـ1ـ7 ولد شبهه67
2ـ1ـ7 ـ1 تعریف شبهه67
2ـ1ـ8 ولد عقد فاسد69
2ـ1ـ9 عدم ثبوت نسب در زنا69
2ـ2 حق نفقه کودک71
2ـ2ـ1 نفقه در لغت71
2ـ2ـ2 نفقه در اصطلاح71
2ـ2ـ3 وجوب نفقه بر فرزندان72
2ـ2ـ4 ادله به وجوب نفقه دادن به فرزندان72
2ـ2ـ4ـ1 استناد به کتاب:72
2ـ2ـ4ـ2 استناد به سنت:73
2ـ2ـ5 استقلال پدر در نفقه دادن فرزندانش74
2ـ2ـ6 شرایط منفق و منفق علیه74
2ـ2ـ7 آیا پدر باید برای دادن نفقه فرزندان، کار کند؟75
2ـ2ـ8 پایان نفقه دادن به فرزندان76
2ـ2ـ9 مقدار نفقه77
2ـ2ـ10 حکم امتناع از دادن نفقه77
2ـ3 حق رضاع کودک78
2ـ3ـ1 وجوب رضاع کودک78
2ـ3ـ2 اجرت رضاع79
2ـ3ـ3 مدت رضاع79
2ـ4 حق حضانت کودک80
2ـ4ـ1 حضانت در لغت80
2ـ4ـ2 حضانت در اصطلاح81
2ـ4ـ3 آیا حضانت حق است یا تکلیف؟81
2ـ4ـ4 حضانت از دیدگاه فقیهان82
2ـ4ـ 5 آغاز و پایان حضانت84
2ـ5 حق ولایت بر کودک85
2ـ5ـ1 ولایت طفل بر عهده چه کسی است؟85
2ـ5ـ2 شرایط اولیا88
2ـ5ـ3 تصرف ولی90
2ـ5ـ4 زمان پایان یافتن ولایت بر کودک90
فصل سوم:حقوق کودکان از نگاه علمای اهل سنت
3ـ1ـ1 حق ثبوت نسب طفل93
3ـ1ـ2 قواعد ثبوت نسب94
3ـ1ـ 3شرایط اثبات نسب95
3ـ1ـ3ـ1 ازدواج صحیح96
3ـ1ـ3ـ2 ازدواج فاسد97
3ـ1ـ3ـ3 وطی به شبهه98
3ـ1ـ4 راه های اثبات نسب99
بینه100
3ـ2 حق نفقه کودک101
3ـ2ـ1 معنای نفقه101
3ـ2ـ2 قرابت موجب نفقه101
3ـ2ـ3 شرایط وجوب نفقه102
3ـ2ـ4 شرط اتحاد دین103
3ـ2ـ5 شرایط وجوب نفقه بر فرزندان104
3ـ2ـ5ـ1 شرایط نزد حنفیه104
3ـ2ـ5ـ2 شرایط نزد مالکیه105
3ـ2ـ5ـ3 شرایط نزد شافعیه105
3ـ2ـ5ـ4 شرایط نزد حنابله106
3ـ2ـ6 استقلال پدر در نفقه دادن بر فرزندان خودش107
3ـ2ـ7 مقدار نفقه108

3ـ3 حق حضانت کودک108
3ـ3ـ1 معنای حضانت109
3ـ3ـ2 شروط استحقاق حضانت110
3ـ3ـ2ـ1 شروط عامه در مردان و زنان110
3ـ3ـ2ـ2 شرایط خاص در زنان111
3ـ3ـ2ـ3 شروط خاص مردان111
3ـ3ـ3 مستحق حضانت112
3ـ3ـ4 اجرت حضانت113
3ـ3ـ5 اجبار مادر بر حضانت115
3ـ3ـ6 سقوط حق حضانت115
3ـ3ـ7 سکوت صاحب حق در حضانت برای طلب آن116
3ـ3ـ8 مدت حضانت117
3ـ4 حق رضاع کودک118
3ـ4ـ1 معنای رضاع118
3ـ4ـ2 حق کودک در رضاع118
3ـ4ـ5 اجرت رضاع120
3ـ5 حق ولایت بر کودک121
3ـ5ـ1 انواع ولایت121
3ـ5ـ2 ترتیب ولی بر نفس122
3ـ5ـ4 انتهای ولایت بر نفس123
3ـ5ـ5 ولایت بر مال123
3ـ5ـ6 شروط ولی بر مال124
3ـ5ـ7 تصرفات ولی بر مال124
3ـ5ـ8 شروط وصی124
3ـ5ـ9 انتهای ولایت و وصایت125
خاتمه و نتیجه گیری125
منابع127

مقدمه
موضوع این پایان نامه حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور از نگاه مذاهب فقهی است در مباحث فقهی و آرای فقها، چه شیعه چه اهل‌سنّت، نیز حقوقی برای کودک به رسمیت شناخته شده که عمدتاً مبتنی بر آیات و احادیث است. در منابع جامع فقهی، بابی مستقل به حقوق کودک اختصاص نیافته بلکه حقوق مختلف او به تناسب موضوع، در ابواب گوناگونی آمده و احکام هر یک به دقت تحلیل و بیان شده است؛ از جمله در ابواب ارث، حدود، قصاص، دیات، نکاح، طلاق و ولایت. شماری از منابع فقهی شیعی به پیروی از برخی منابع حدیثی، در بابی با عنوان احکام الاولاد، ضمن مباحث نکاح، به بسیاری از حقوق کودک و فرزند پرداخته‌اند؛ هر چند شماری از این مسائل صرفآ آدابی مستحب درباره فرزندان‌اند و در پاره‌ای منابع نیز همه مسائل این باب، این‌گونه است .اما درمورد حقوق نسب و نفقه و حضانت ولایت رضاع کودک بابی مستقل بیان نشده است البته در کتاب های اهل سنت میتوان چنین ابوابی پیداکرد در این پایان نامه سعی شده که یک باب مستقل از این حقوق از نگاه اهل سنت و امامیه در مورد حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور بیان شود.
این پایان‌نامه دارای سه فصل و نتیجه می‌باشد که فصل اول، یعنی مفهوم شناسی، شامل تعاریف مذهب، حق، ازدواج، کودک، همچنین ارکان و شرایط ازدواج دائم و موقت را از نگاه امامیه و اهل سنت بیان شده و پس از آن تعاریف ازدواج‌های نوظهور و حکم شرعی آنها از نگاه اهل سنت و استفتا از برخی از مراجع معظم شیعه آمده است. در فصل دوم به حقوق کودکان از نگاه امامیه و در فصل سوم حقوق کودکان از نگاه اهل سنت نیز پرداخته شده است که هر یک شامل حق نسب، نفقه، حضانت، رضاع و ولایت می‌باشند.
برای تدوین این پایان‌نامه نیز کارهای زیر صورت گرفته است:
مطالعه، بررسی و ترجمه کتاب‌های زبان عربی اهل سنت در خصوص این نکاح‌ها که تاکنون به زبان فارسی ترجمه نشده‌اند، جستجو و بررسی مقالات در اینتر نت در خصوص این نکاح‌ها و حقوق کودکان، بررسی منابع فقه شیعی درباره نکاح‌های نوظهور و متعه و حقوق کودکان، استفتاء از برخی مراجع معظم تقلید شیعه، مصاحبه با آقای نذیر احمد از فقهای حنفی مذهب استان سیستان و بلوچستان و همچنین آقای بابایی از علمای شافعی تهران و مصاحبه اینترنتی با آقای سید صالح سید جعفر موسوی ،از فقهای شیعی کشور کویت، استفاده از نرم افزارهای کتابخانه نور و کتابخانه اهل البیت (علیهم السلام) و مکتبه الشامله و کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب.
1-بیان مسئله
در تمام ادیان و مذاهب، ازدواج دارای اهمیت و آداب و ارکان خاص خود می‌باشد و دین اسلام نیز با تمام مذاهب و انشعابات خود از این قاعده مستثنا نیست و به نکاح و نتایج و ثمرات آن بی‌تفاوت نبوده است و نخواهد بود. در فقه امامیه ازدواج صحیح سه نوع می‌باشد؛ ازدواج دائم، موقت یا متعه و ملک یمین ولی اهل سنت ازدواجی را قبول دارند که به صورت دائم است و از تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح برخوردار باشد؛ بنابر این، ایشان با استناد به اینکه ازدواج متعه تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح را دارا نمی‌باشد، آن را فاسد یا باطل می‌دانند.
امروزه در کشورهای اسلامی، ازدواج‌های نوظهور و جدیدی پا به عرصه وجود نهاده‌اند که برخی تابع تمام ارکان و شرایط نکاح صحیح از دیدگاه فقه اسلامی نیستند؛ از جمله این ازدواج‌ها می‌توان به ازدواج مسیار، عرفی، سری، مدنی، نکاح جهادی، سفید و معاطاتی اشاره نمود.
از سوی دیگر، یکی از حقوقی که در تمام کشور‌ها از جایگاه ویژه بحث و بررسی و اهمیت خاص برخوردار است و همچنین زیرمجموعه حقوق بشر نیز می‌باشد، حقوق کودک است. کودکان ثمره ازدواجند و تمام فقها در مذاهب اسلامی نیز با استناد بر رأی و فرمان شارع مقدس، متفق القول بیان می‌دارند که با وقوع نکاح دائم یا صحیح، حقوقی به وجود می‌آید که از جمله آنها، حقوق زوج و زوجه و حقوق کودکان ناشی از نکاح صورت گرفته است که ازجمله آنها حقوق ثبوت نسب، حق حضانت، نفقه، رضاع و ولایت است. همچنین همه فقها در وطی به شبهه و ازدواج فاسد قائل به ثبوت این حقوق برای کودکان هستند و نیز معتقد به عدم ثبوت نسب ولد ناشی از زنا یا خارج از نکاح می‌باشند که بنا بر عقیده فقهای معاصر امامیه، نسب این کودکان از لحاط عرفی بر زانی بار می‌شود و وی در قبال ایشان مسئول است.
اما آنچه اینجا مورد بحث است اینکه، حقوق ولد ناشی از ازدواج‌های نوظهور چیست؟ آیا از حقوقی برخوردار خواهند بود؟ آیا در فقه امامیه و اهل سنت و عرف ایشان، به کودکان ناشی از ازدواج‌های نوظهور مانند کودکان به وجود آمده از ازدواج‌های صحیح یا دائم نگریسته می‌شود و از حقوق شرعیه نامبرده شده برخوردار می‌شوند؟
برای دستیابی به پاسخ، لازم بود در ابتدا تعاریف انواع ازدواج‌ها و احکام شرعی مترتب بر آنها و حقوق کودکان ناشی از انواع ازدواج نزد فقهای اهل سنت و امامیه آورده شود که بنا بر این، از یک سو به کنکاش در بسیاری از کتاب‌های اهل سنت و امامیه و پایگاه‌های اطلاع رسانی و مطالعه پرداخته شد، از سوی دیگر، از برخی مراجع معظم امامیه در این باب درخواست استفتاء گردید.
2- ضرورت و اهمیت تحقیق
دلیل خاص انتخاب موضوع در این است که با آن سرعتی که ازدواج‌های نوظهور در حرکت هستند، حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌ها از حرکت بازمانده‌اند و یا به کندی حرکت می‌کنند و دیده می‌شود پدید‌آورندگان این ازدواج‌ها آنچنان به دنبال احقاق حقوق کودکان نبوده‌اند و آنچه مشهود می‌باشد اینکه،در این خصوص خیلی کم کار شده است و آن که با مشکل بیشتری مواجه است، کودک ناشی از این ازدواج‌ها می‌باشد و شاهد این سخن، کثرت پرونده‌های تشکیل شده در اکثر دادگاهای خانواده است و این درحالی است که این حقوق لابه‌لای کتاب‌های فقهی پخش شده و در یک جا بیان نشده است و عموم به این منابع آشنایی یا دسترسی ندارند و از سوی دیگر، کنکاش و زیر و رو کردن آنها برای بیشتر افراد مقدور نمی‌باشد.
ما با نوشتن این تحقیق، سعی در بیان حقوق این کودکان، به طور واضح و روشن داریم که از این طریق، تا حدودی دسترسی و اطلاع یافتن از این حقوق آسان‌تر شود.
3- پرسش های تحقیق
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور چیست ؟
2. انواع ازدواج های نوظهور در مذاهب اسلامی کدامند.؟
3. .حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج های نوظهور در فقه امامیه چیست؟
4.حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و نوظهور در اهل سنت چیست؟
4- پیشینه و سابقه تحقیق
با اینکه موضوع این پایان‌نامه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد و مبتلابه بسیاری از زوج‌ها و کودکان آنها می‌باشد اما با توجه به بررسی و تحقیقی که انجام گرفت، معلوم گردید که تحقیقی جامع در این باب صورت نگرفته است. اکثر مقالات و کتاب‌هایی که بررسی شد تنها به تعاریف ازدواج‌های نوظهور و حکم شرعی آنها پرداخته‌ و از حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌ها سخنی به میان نیاورده‌اند؛ کتاب‌هایی مانند: زواج مسیار تألیف یوسف قرضاوی، زواج العرفی و صور اخری للزواج غیر الرسمی تألیف فارس محمد عمران، زواج الفرند بین حکمه الشرعی و واقعه المعاصر (زواج الاصدقاء) تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق، زواج مسیار دراسه فقهیه و اجتماعیه نقدیه تألیف عبد الملک بن یوسف المطلق و مستجدات فقهیه فی قضایا الزواج و الطلاق تألیف اسامه عمر سلیمان الأشقر.همچنین کتابهایی از فقه شیعه مانند: موسوعه احکام الاطفال و ادلتها تألیف قدرت الله انصاری شیرازی و پژوهشگران،کتاب نکاح و کتاب شیعه پاسخ می‌گوید تألیف ناصر مکارم شیرازی.
و این در حالی است که کودکان ناشی از این نوع ازدواج‌ها برای احقاق حقوق خود در جامعه با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند.از جمله این مشکلات می‌توان به عدم توانایی اثبات نسب اشاره نمود که متعاقب آن بسیاری از حقوق حقه‌شان پایمال می‌شود و در پی این مسائل، جوامع در آینده با نوجوانان و جوانانی رو به رو خواهد شد که نه تنها نمی‌توانند به عنوان استعدادهای بالفعل به ایفای نقش خود بپردازند، بلکه همانند آتش زیر خاکستر هر لحظه می‌توانند به وجود آورنده ناهنجاری‌های عظیمی باشند؛ در صورتی که انجام جنین تحقیقاتی می‌تواند تلنگری باشد برای نخبگان، حقوق‌دانان و فقهای مذاهب اسلامی تا به صورت جامع و بیانی روشن به تبیین حقوق کودکان ناشی از این ازدواج‌های نوظهور بپردازند.
5- فرضیه تحقیق
الف) فرضیه اصلی
1.کودکان ناشی از ازدواج های موقت و نوظهور همان حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم را دارا یند.
ب) فرضیه فرعی
1.حقوق کودکان ناشی از ازدواج های غیر دائم در فقه شیعه مانند حقوق کودکان ناشی از از دواج دائم است.
2.ازدواج هایی مثل مسیارکه به نظر می رسد غیر دائم اند از نظر اهل سنت ازدواج دائم قلمداد می شوند بنابراین کودکان ناشی از این ازدواج دارای حقوقی برابر با حقوق کودکان ناشی از ازدواج دائم اند.
6- روش تحقیق
روش تحقیق به صورت کتابخانه ای و مصاحبه‌ای است.
7- اهداف تحقیق
تبیین حقوق کودکان ناشی از ازدواج موقت و ازدواج‌های نوظهور در مذاهب است و اینکه این کودکان همانند سایر کودکان ناشی از ازدواج‌های دائم یا صحیح دارای حقوق می‌باشند.

فصل اول:
مفهوم شناسی

1ـ1تعریف حق
حق: حق به معنای مرتبه‌اى از سلطنت متعلق به شخص، متعلق الزام شارع و مقابل باطل تعریف شده است.1
ماهیت حق: واژه حق در لغت به معناى ثبوت و ثابت آمده است، اما نکته حائز اهمیت این است که در معناى اصطلاحى حق، همچنین تمایز آن از حکم و ملک، در بین فقها بحث‌هاى بسیار و نظرات مختلفى مطرح است؛ بدون آنکه به نتیجه‌اى مشخص و شفاف رسیده باشند. از این رو، برخى فقها چیزهایى را از مصادیق حق بر شمرده‌اند در حالى که برخى دیگر آنها را جزو احکام مى‌دانند.2 مهم‌ترین دیدگاه‌ها درباره حق عبارت هستند از:
1ـ حق عبارت است از مرتبه‌اى از سلطنت اما ضعیف‌تر از سلطنت موجود در ملکیت که شارع مقدس آن را براى انسان به عنوان انسان یا براى فردى معین بر چیزى قرار داده است؛ خواه آن چیز عینى خارجى باشد، مانند حق تحجیر نسبت به زمین موات یا انسانى معیّن، مانند حق قصاص و یا عقدى مانند حق خیار که متعلقش عقد مى‌باشد.3
2ـ حق مرتبه ضعیفى از ملک یا نوعى از آن است؛ در نتیجه صاحب حق نسبت به آنچه زمام آن در دست او است، مالک مى‌باشد.4
3ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غیر از اعتبار سلطنت و ملک ـ که داراى آثارى ویژه است؛ مانند: سلطنت بر فسخ در حق خیار یا بر تملک به عوض در حق شفعه.5
4ـ حق عبارت است از اعتبارى خاص ـ غیر از اعتبار ملک و سلطنت ـ که نزد عقلا سلطنت بر اسقاط و نقل را درپى دارد.6
5ـ حق با حکم یکى است و تنها تفاوت آن دو، در آثار است. در این دیدگاه، حق عبارت است از حکم تکلیفى یا وضعى که به فعل انسان تعلق مى‌گیرد و قابل اسقاط است.7
6ـ حق در معنى عام خود عبارت است از: سلطه‌اى که براى شخص بر شخص دیگر یا مال یا شیئى، جعل و اعتبار مى‌شود. به عبارت دیگر، حق توانایى خاصى می‌باشد که براى کس یا کسانى نسبت به شخص یا چیزى اعتبار شده است و به مقتضاى این توانایى، صاحب حق مى‌تواند در متعلق آن تصرف کند یا از آن بهره برگیرد.
در تعاریف بالا چند گونه تعریف شده است که قابل ادغام می‌باشد. به طور خلاصه می‌توان از حق چند تعریف کوتاه بیان کرد؛ 1ـ حق همان حکم شرعی است. 2ـ حق غیر از حکم شرعی می‌باشد. 3ـ حق همان سلطنت است. 4ـ حق مرتبه‌ای از ملک می‌باشد.
1ـ2 تعریف طفل
1ـ2ـ1طفل در لغت
طفل به معنی بچه آمده است و راغب نیز می‌گوید: طفل تا وقتى گفته می‌شود که فرزند، بدنش نرم باشد. در مجمع البیان نیز طفل به کوچک از مردم یا هر چیز تعریف شده و در نهایه نیز، طفل به معنى بچه آمده است و بر پسر و دختر و جمع اطلاق می‌شود. در اقرب نیز در تعریف طفل آمده است: “هو یسعى لى فى اطفال الحوائج”؛ یعنى: او در حاجت‌هاى کوچک براى من تلاش می‌کند. قاموس نیز معنى اولى آن را مثل اقرب گفته است.8
1ـ2ـ2 طفل در قرآن
کلمه طفل در آیاتی از قرآن کریم، آمده است که از آن جمله می‌توان به آیات ذیل اشاره نمود:
در آیه پنج سوره مبارکه حج آمده است: “وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحامِ ما نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً”.
همچنین در آیه 31 سوره مبارکه نور نیز می‌خوانیم: “أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ” و نیز در آیه 59 همین سوره مبارکه باز شارع مقدس می‌فرماید: “وَ إِذا بَلَغَ الْأَطْفالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا”.9
1ـ2ـ3 تعریف طفل نزد فقها
کودک یا طفل، در فقه به فردى اطلاق مى‏شود که به بلوغ شرعى نرسیده باشد. فقها هم در بخش‌های وسیعی از فقه، به تناسب بحث، به تعریف کودک پرداخته‌اند؛ از آن جمله: حضرت امام خمینی(ره) در تحریر می‌فرماید:
“الصغیر و هو الذی لم یبلغ حد البلوغ محجور علیه شرعا لا تنفذ تصرفاته فی أمواله”؛ یعنی: صغیر کسی است که به حد بلوغ نرسیده باشد، این شخص از تصرفات در اموال خود ممنوع خواهد بود.
ایشان در ادامه می‌افزاید: هرچند که در کمال تمیزی و رشد باشد و تصرفاتش در نهایت سود و صلاح صورت گیرد.10 چنین شخصی از نظر فقها کودک تلقی می‌گردد.
دکتر وهبه الزحیلی در الفقه الاسلامی و ادلته می‌نویسد: کودکی دوره‌ای است که به هر انسانی خواهد گذشت؛ آغاز آن هنگامه ولادت و پایان آن رسیدن به حد بلوغ است. وی در ادامه می‌گوید: علمای حنفی و مالکی گفته‌اند که صغیر یا ممیز است یا غیر ممیز، و غیر ممیز کسی می‌باشد که هفت سال تمام را سپری نکرده است. و ممیز به کسی گویند که هفت سال تمام از عمرش گذشته است. چون پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده است: وقتی فرزندان‌تان به هفت سالگی رسیدند، آنان را به نماز عادت دهید.11
پس از پایان دوره کودکی را بلوغ می‌نامند که در میان فرق اسلامى، شافعیان و حنابله سن بلوغ را در زن و مرد 15 سالگی و مالکیان 17 سالگی مى‏دانند، اما نزد احناف، پسر و دختر سن بلوغی منفاوت از یکدیگر دارند؛ ایشان بلوغ پسر را در 10 سالگى و دختر را 17 سالگى ذکر کرده‏اند.12 در فقه امامیه، اگرچه برخى متأخران شیعه بلوغ دختران را در 13 سالگى محقق شمرده‏اند، اما غالباً سن بلوغ را در پسر 15 سالگی و در دختر 9 سال تمام قمرى مى‏دانند.13 با این همه، سن بلوغ شرعى براساس نظر بیشتر فقها،9 سالگى در دختران و 15 سالگى در پسران می‌باشد؛14 نکته قابل بیان دیگر اینکه، فقها افزون بر سن، نشانه‏هاى دیگرى، مانند روییدن موى خشن زیر بغل و عانه فرد و احتلام را نیز شرط بلوغ ذکر کرده‏اند.15 البته در دختران عادت ماهانه و حمل، اماره بلوغ محسوب مى‏شود.16شیخ طوسى در توضیح علامات بلوغ مى‏گوید:
“و البلوغ یکون بأحد خمسه اشیاء: خروج المنى و خروج الحیض و الحمل و الإنبات و السن؛ فثلاثه منها یشترک فیها الذکور و الإناث، و اثنان ینفرد بهمان الإناث؛ فثلاثه المشترکه فهى السن و خروج المنى و الإنبات، و الإثنان اللذان یختص بهمان الإناث: فالحیض و الحمل”.17
به اعتقاد ایشان هر گاه که هر یک از علامات نام برده شده محقق گردد، فرد بالغ خواهد بود. ایشان با استناد به آیه شریفه “وَ ابْتَلُوا الیَتامى حَتَّى إذا بَلَغُوا النکاح فإنْ اَنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فادفعوا إلَیْهِمْ أمْوالَهُمْ”، اختیار پیش از بلوغ را براى احراز رشد و دادن مال به صبى لازم دانسته‏اند، بنابراین پایان حجر مالى زمانى است که بلوغ و رشد احراز گردد.18
1ـ3 تعریف ازدواج
1ـ3ـ1 ازدواج در لغت
زوج: “زوج الشی بالشی،و زوجه الیه یعنی قرنه به” 19 یعنی: اقران، نزدیک بودن و پیوستن است. خداوند متعال می‌فرماید: ” اِنَّهُ خَلَقَ الزَّوجَینِ الذَّکَرَ وَ الاُنثی”.20 در کلام عرب، زوجین به معنی اثنان می‌باشد که هر کدام از آنان زوج است؛ مذکر باشد یا مؤنث.21 پس زوج، هم به زن اطلاق می‌شود “یا آدَمُ اسکُن اَنتَ وَ زَوجُکَ الجَنَّهَ”22 و هم به مرد23. “فَلا تَحِلُّ لَهُ مِن بَعدُ حَتّی تَنکِحَ زَوجاً غَیرَهُ”24
1ـ3ـ2 نکاح در لغت
نکاح در اصل و ریشه به معنی وطی است که در صیغه عقد ظهور پیدا می‌کند. از این رو، به سبب وطی، به عقد و صیغه، اطلاق شده است که همان تَزَوجتُ و نکحتُ می‌باشد.25 ازهری بیان کرده است که اصل نکاح در زبان عربی همان الوط است که عقد می‌باشد و ازدواج کردن، نکاح می‌گویند. گفته می‌شود نکحتها و نکحتُ همان تزوجتُ است. 26
1ـ3ـ3 منظور ازازدواج
ازدواج، نکاح، زناشویی و همسر گرفتن مرد یا زن است به سبب عقد. ازدواج همراه با شرایط آن تحقق می‌یابد. عقد ازدواج یا برای مدتی معین منعقد می‌شود یا برای همیشه که از اولی به متعه یا ازدواج موقت و از دومی به ازدواج دائم تعبیر می‌شود. 27 اما ملک یمین یعنی کنیزى که مملوک انسان است و به واسطه مملوک بودن بر مولى حلال است.
معاصران اهل سنت مانند ابو زهره ازدواج را این گونه تعریف می‌کند: ازدواج عقدی است که استمتاع بین زن و مرد را به شکل مشروع حلال می‌کند و برای هر کدام از آنان حقوق و تکالیفی قرار داده می‌شود.28
پس در نزد فقهای ما ازدواج‌های مشروع و حلال به طور کلّى سه قسم است:
1ـ ازدواج دائم؛
2ـ ازدواج موقّت یا متعه؛
3ـ ملک یمین.
موقت در لغت: از وقت گرفته شده و به معنای مقداری از زمان است؛ هر چیزی که زمان مشخصی دارد به آن موقت گفته می‌شود و چیزی که نهایت آن تعیین شده باشد. 29
ازدواج موقت در اصطلاح: ازدواج موقت عقدی زناشویی است که زمان آن مشخص و اجرت آن معین و موصوف می‌باشد و به نکاح متعه و نکاح موقت نیز تعبیر می‌شود که با انتهای مدت آن، منحل می‌شود و به طلاق و لعان نیاز ندارد. 30 ریشه ازدواج موقت این سخن خداوند است که می‌فرماید:
“وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلّا ما مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ کِتابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَ أُحِلَّ لَکُمْ ما وَراءَ ذلِکُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکُمْ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فِیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللَّه کانَ عَلِیماً حَکِیماً”.31
یعنی: و زنان شوهردار بر شما حرام است؛ مگر آنان را که (از راه اسارت) مالک شده‌اید؛ اینها احکامى است که خداوند براى شما مقرر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، براى شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالى که پاک‌دامن باشید و از زنا، خوددارى کنید و زنانى را که متعه (ازدواج موقت) مى‌کنید، واجب است مهر آنان را بپردازید و در آنچه بعد از تعیین مهر با یکدیگر توافق کرده‌اید، گناهى بر شما نیست. خداوند دانا و حکیم است.
تعریف دیگر ازدواج موقّت، نکاحى است که همه ارکان عقد دائم و آثار آن را دارا می‌باشد و فرق آن با عقد دائم در ذکر مدّت و بعضى از احکام مانند عدم نفقه و ارث و مانند آن مى‌باشد.32
عدم آگاهى از تعریف صحیح نکاح موقّت موجب سوء برداشت‌هایی شده است؛ از آن جمله که گاهى تصور می‌شود متعه چیزى غیر از نکاح می‌باشد؛ در حالى که شک نداریم که نکاح موقّت و متعه قسمى از نکاح است و به همین دلیل در اکثر احکام با نکاح دائم یکسان است و تنها در بعضى از احکام با آن تفاوت دارد که در بحث های ذیل به آنها پرداخته می‌شود.
ملک یمین: ملک یمین ازدواج با کنیز است که دو گونه دارد: گاه انسان مالک کنیز است، در این صورت، آمیزش مالک با کنیز جایز است، مگر آن که به ازدواج شخص دیگری درآمده باشد33 و گاه مالک زناشویی با کنیزش را به شخص دیگری مباح می‌کند که در اصطلاح به آن تحلیل گویند. هر دو فرض مذکور، در ملک یمین قرار دارد. اغلب، تحلیل را تملیک منفعت دانسته‌اند؛ ولی برخی، آن را نیز نوعی از عقد به‌ شمار آورده‌اند.34
1ـ4 ارکان ازدواج دائم
رکن در لغت: چیزی است که شی با آن قوی می‌شود و قوی‌ترین جزء آن است و جوانبی می‌باشدکه شی به آن مستند می‌شود. ارکان عبادات جوانبی می‌باشد که مبنای آنهاست که با ترک آن جوانب، عمل باطل می‌شود.35
رکن در اصطلاح: “جوانبه التی یسند الیها و یقوم بها”؛ به جزء اصلی و بادوام از هر عمل گفته می‌شود و همین طور شروط اصلی عمل که با ترک آنها چه عمداً و چه سهواً آن عمل باطل می‌شود.36

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1ـ4ـ1 ارکان ازدواج در امامیه
در امامیه ارکان ازدواج عقد نکاح به ایجاب و قبول لفظی است که باید با لفظ صریحی که غیر از نکاح (مثل اجاره) از آن برداشت نشود، باشد.37
1ـ4ـ2 ارکان ازدواج در اهل سنت
در اهل سنت، در بین مذاهب اربعه، اختلاف چندانی در خصوص ارکان ازدواج وجود ندارد؛ ‌ارکان ازدواج در حنفیه ایجاب و قبول است از دو طرف. 38 و در غیر احناف، چهار رکن است؛ صیغه (ایجاب و قبول)، زوج، زوجه، ولی و شاهدان.همچنین در روایتی از ابن حبان از عایشه نقل کردند که ” لا نکاح الا بولی و شاهدی عدل ما کان من نکاح علی غیر فهو باطل”39 ارکان نکاح در فقه شافعیه عبارت هستند از: صیغه، زوجین، دو شاهد و ولی؛40 عده‌ای از ائمه شافعی، شاهدان را از شرایط نکاح می‌دانند.41مالکیه: ولی زوجه، صداق (مهریه)، زوج، زوجه و صیغه؛ البته برخی گفته‌اند که مهریه رکن و شرط نیست.42 ارکان عقد نکاح در مذهب حنبلی، صیغه، ولی، دو شاهد و زوج می‌باشد 43در احوال شخصیه ابو زهره بیان شده است و ازدواج با ایجاب و قبول از هر دو طرف یا به وسیله وکیل آنان در مجلس منعقد می‌شود و این نشان می‌دهد که در مذاهب اهل سنت بیشتر به ایجاب و قبول زوجین تأکید دارند و آن را رکن اصلی ازدواج می‌دانند. 44
1ـ5 ارکان ازدواج موقت
اما ارکان عقد ازدواج موقت در نزد فقهای امامیه به شرح ذیل است:
1ـ صیغه: عقد متعه همچون سایر عقود از ایجاب و قبول تشکیل مى‌گردد.
ایجاب که توسط زن خوانده مى‌شود، به قول مشهور، باید با یکى از الفاظ “زوّجتُکَ”، “متّعتُکَ” یا “أنکحتُکَ” باشد و عقد با الفاظ دیگر مانند “تملیک”، “هبه” و “اجاره” منعقد نمى‌شود و قبول توسط مرد با لفظى که بر انشا رضایت او دلالت کند ـ مانند “قبلتُ النّکاح”، “قبلتُ المتعه”، “قبلتُ التّزویج” یا “قبلتُ” به تنهایى ـ محقّق مى‌گردد.45
2ـ زوجین: ازدواج موقّت میان مرد و زن مسلمان و نیز به قول مشهور بین متأخّران، میان مرد مسلمان و زن کتابى (‌اهل کتاب) صحیح است، لیکن میان زن مسلمان و مرد کتابى جایز نیست.46
مستحب است زنى که براى عقد منقطع اختیار مى‌شود، با ایمان (شیعه) و عفیف باشد و در صورت متهم بودن، از حال وى سؤال شود. به قول مشهور، ازدواج موقّت با زن زناکار مکروه و به قول برخى، حرام است. در صورت متعه کردن وى، بازداشتن او از زنا مستحب است.47
3ـ مهر: ذکر مهر، شرطِ صحّت عقدِ منقطع است و اگر ذکر نشود، عقد باطل است و اختلافی در آن نیست. از امام صادق (علیه السلام) آمده است:
“لاتکون متعه بامرین: باجل المسمی و اجر المسمی” 48 و زن به صرف عقد، مالک مهر می‌شود.49
4ـ مدّت: ذکر مدّت، شرط صحّتِ عقدِ منقطع است و به قول مشهور، در صورت عدم ذکر آن، عقد دائم واقع مى‌شود.50 مدّت، باید معیّن و غیر قابل افزایش و کاهش.51 در ازدواج موقّت، طلاق نیست و زن و شوهر با تمام شدن مدّت یا بخشیدن آن توسط مرد، از یکدیگر جدا مى‌شوند.52
1ـ6 شرایط ازدواج
1ـ6ـ1معناى شرط
1ـ6ـ2 شرط در لغت
به معناى علامت53، عهد، پیمان و تعلیق چیزى به چیز دیگر54 می‌باشد، همچنین در معناى شرط آمده است؛ “إلزام الشى‌ء و التزامه فى البیع”55 الزام کردن به چیزى و ملتزم شدن به آن را در بیع گویند.
1ـ6ـ3 شرط در اصطلاح منطقیون
“ما یلزم من عدمه عدم المشروط و لا یلزم من وجوده الوجود.”56 شرط عبارت است از آنچه که از نبود آن، نبود مشروط لازم مى‌آید ولى از وجودِ آن وجودِ مشروط لازم نمى‌آید؛ این معنى در مقابل معنى سبب می‌باشد چرا که در تعریف سبب آمده است: “ما یلزم من وجوده الوجود و من عدمه العدم لذاته”؛ یعنى، آنچه از وجودش وجودِ مشروط لازم مى‌آید و از عدمِ آن عدمِ مشروط. پس از ناحیه وجود بین شرط و سبب، فرق هست زیرا در سبب از وجودش وجودِ مشروط لازم و ضرورى است در حالى که در شرط این‌گونه نیست.57
1ـ6ـ4 شرایط عقد ازدواج در امامیه
عقد ازدواج شرایطى دارد از جمله:
1ـ احتیاط آن است که صیغه به زبان عربى صحیح خوانده شود، ولى در صورتى که مرد و زن نتوانند صیغه را به عربى بخوانند، مى‌توانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وکیل براى خواندن صیغه به زبان عربى واجب نیست، ولى باید لفظى بگویند که معنى همان صیغه عربى از آن فهمیده شود.
2ـ کسى که صیغه را مى‌خواند باید قصد انشا داشته باشد؛ یعنى، قصدشان این باشد که با گفتن این الفاظ، همسرى در میان آن دو برقرار گردد.

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید