چگونه وقتی چیزی برای نوشتن نداریم ایده‌های ناب پیدا کنیم؟

چکیده این مطلب : انتشار : ۱۳۹۷/۱۰/۰۱ ۰ نظر ۹۹۶ بازدید

در این مقاله می خوایم به سخنان افراد موفق در مورد اینکه چیجوری ایده های ناب پیدا کنیم بپردازیم و راه حلی هم واسه وقتی که چیزی به ذهن خلاقمان نمی رسه، ارائه بدیم.

راه حل

کپی بلاگر یه سایت تولید محتوا هستش که هربار هم پیشنهادات مختلفی در مورد چگونگی نوشتن در مباحث جور واجور ارائه میده، این بار اما از کارکنان این سایت سوالاتی پرسیده شده مبنی بر اینکه وقتی که موضوعی به ذهنشون نمی رسه تا در مورد اون بنویسن چه روشی رو واسه حل این مسئله در پیش می گیرن، پیشنهاداتی خوبی در این رابطه ارائه شده که امیدوارم واسه شمام کاربرد داشته باشه.

پیدا کردن موضوع، سخت ترین بخش نوشتنه. مسئله ای که نشون میده نویسندگی از روی زورً بحث ای دوست داشتنی نیس. بعضی وقتا در نویسندگی به خودتون شک می کنین، به خلاقیت و توانایی تون. شاید حتی با این سؤال از طرف خودتون مواجه شید که نویسندگی در مقام یه حرفه از پایهً براتون اهمیتی داره یا نه؟

خلاقیت

“این هفته قراره درباره چه موضوعی مطلب بنویسم؟” همه نویسنده ها بعضی وقتا با این سؤال مواجه می شن. البته همه نه، شک نداشته باشین نویسندگانی هستن که هیچ وقت واسه نوشتن محتوا، با کمبود ایده مواجه نمی شن. این افراد مثل آدمایی هستن که همیشه در حال خوردنند اما هیچ وقت چاق نمی شن. هیچ وقت دوست ندارم درباره این افراد چیزی بشنوم یا حرفی بزنم. به جای اون درباره آدمای مثل خودمون حرف می زنم. در این ماه من از تیم ویراستاریمان پرسیدم، وقتی که باید مطلبی بنویسن، اما هیچی به ذهنشون نمی رسه از چه روشی واسه پیدا کردن ایده استفاده می کنن؟

جوابایی که دادن از قرار زیره:

مقاله در رابطه: بازاریابی محتوا چیه؛ راهنمای کامل به کار گیری اون در کسب وکارها

بازاریابی محتوا

برایان کلارک، مؤسس کپی بلاگر

بخونین. اصلاً مهم نیس، چه مطلبی بخونین، بهتره چیزی که می خونید درباره تولید محتوا و کار و کاسبی نباشه. در آخر یه روز ایده ها و داده های باحال درباره موضوعی که ما از اون مطلعیم تموم می شه. درست در همین لحظه س که ایده موضوعی جدید تو ذهن ما جرقه می زنه.

کریس گرت، کارشناس ارشد بخش دیجیتال

دیجیتال

۱٫ به فیسبوک برید.

۲٫ دنبال گروه های مهم بگردین.

۳٫ به گروه های بزرگ ملحق شید و ببینین مردم چه سوالاتی رو مطرح می کنن.

۴٫ سؤالات موثر رو پیدا کنین.

۵٫ جوابای بالا بلندی به اونا بدین.

جرد موریس، سر گروه بخش پادکست

وقتی چیزی واسه نوشتم ندارم، پادکست می کنم. جدای از شوخی خیلی از مقاله های به درد بخور من، از دل جفت و جور پادکست بیرون اومده. روند جفت و جور پادکست، چه به شکل نوشتن اسکریپت (که همیشه کمتر از نوشتن مقاله منو مضطرب می کنه) و چه به شکل نوشتن چند تا نکته مهم، بیشتر منو با چیزایی مواجه می کنه که می تونن زمینه ای واسه نوشتن مقاله باشن. وقتی اسکریپت می نویسم، تقریباً هیچ کاری واسه تبدیل اون به مقاله ندارم. فقط باید قالب شنیداری اونو به شکلی تغییر دهم که واسه خوندن مناسب باشه.

لورن تامپسون، آنالیزور داده ها

اگه امکانش جفت و جور باشه با مخاطبانم صحبت می کنم، گفتگویی معمولی واسه اینکه بدونم به چه مسائلی فکر می کنن. این کار بیشتر منو با مسائلی مواجه می کنه که اصلاً به اونا فکر نکرده ام، یا به شکلی متفاوت با اون درگیر شده ام.

روش دیگه اون هستش که هرطور شده مطلبی بنویسین، حتی اگه نمی دونین درباره چه موضوعی. پشت نمایشگر بشینید، گوشی تون رو خاموش کنین و فقط جریان ذهنتون رو آزاد و رها کنین. این کار رو ادامه بدین تا به ایده مهیجی که مورد توجه دارین برسین.

هم اینکه این کار به من کمک می کنه تا زایش ایده و کار واقعی نوشتن مقاله رو از هم جدا کنم. این دو قضیه هر کدوم جایگاه متفاوتی تو ذهن دارن، و من فهمیدم، وقتی که ذهنم رو رها می کنم، نسبت به وقتی که از نوشتن مقاله مضطرب میشم، موضوعات بهتری واسه نوشتن پیدا می کنم. حتی اگه همه این موضوعات عالی نباشن، یه لیست درهم و برهم از ایده ها، واسه شروع به مراتب بهتر از یه صفحه خالیه.

کیم کلارک، معاون بخش اپراتورها

با این سؤال وقتی موضوع واسه نوشتن نداری چه می کنی؟ همون حسی رو پیدا کردم که با سؤال چه روحیاتی داری پیدا می کنم. به طور کاملً در ذهنم می دونم که چه می خوام بگم، ولی وقتی اونو می نویسم یا میگم، مثل احمقا به نظر می رسم.

احمق

ولی به شما می گم… در این مواقعه که وسواس فکری و افکار همیشگی من تبدیل به یه سرمایه می شه. می شینیم و همیشه فکر می کنم.

این مسئله می تونه از راه های جورواجور به من ضربه بزنه، ولی در بیشتر وقتی که واسه حرف زدن به مسائل احمقانه فکر می کنم، اوقات خوبی رو می گذرونم. این مسئله رو می دونم چون که همسرم از اون نگاه ها به من می کنه و میگه:”داری به چی فکر می کنی؟… لطفاً به من نگو.”

این مسائل پیچیده بیشتر دور و بر ساعت سه بامداد، وقتی که ایده های جالبی به ذهنم می رسه، خود به خود حل می شن. واقعاً باید در اون ساعت بخوابم ولی ذهنم میگه:”نه، این درست وقتیه که همه چیز یه بار واسه همیشه حل می شه، مطلبی هم که باید بنویسی جز این مسائل قابل حله.” به خاطر همین تلاش می کنم که همه مطلب رو بنویسم. انگار، وقتی شروع به نوشتن می کنم، کلمات سرازیر می شن. کلماتی که قابل تأمل ان، اما در بیشتر مواقع باید ویراستاری بسیطی روی اونا اعمال شه. ولی باید اعتراف کنم بعضی از ایده های نیمه شبی واقعاً درخشانند. فقط امیدوارم وقتی بدنم به خواب احتیاج داره، ذهنم هم بخوابه.

ایده

استفانی فلکسمن، سر ویرایشگر

دوست دارم درباره سوالت مطلب بنویسم! سه پست درمورد اینکه چیجوری ایده ای واسه نوشتن پیدا کنیم، کار کردیم. اولین پستی که تازگیاً هم کار کردیم، شامل داستان یه پرنده که منو ساعت چهار صبح بیدار می کنه می شه، این سه پست از این قرارند:

• بهترین مکانایی که دائم میشه ایده های ناب تولید محتوایی در اون پیدا کرد

• چگونگی نویسنده شدن

• چیجوری ۱۶ مقاله به درد بخور بنویسیم، وقتی که تنها یه ایده به درد نخور داریم

برگ برنده من اینه که همیشه به گفت و گوهای مردم گوش میدم.

بی توجهی کار راحتیه، خصوصاً وقتی که بعد از تموم شدن کارتون خسته اید. اما اگه با کنجکاوی به حرفایی که مردم میزنن گوش بدین، روند به درد بخورتری رو واسه نوشتن مقاله طی می کنین. این مسئله باعث می شه تا نقطه اتصالی بین ایده اساسی و نوشتن محتوای خیلی مهم تر به وجود بیاد. مثلا تازگیاً درمورد موضوع به ظاهر پوچی بحث می کردم. اینکه به چه دلیل ساختار توالت، دهه هاست که تغییری نکرده در حالی که گوشیای گوشی موبایل در طول ده سال شکلای جور واجور و اقسام تغییرات و پیشرفتا رو از سر گذرونده. همین بحث ممکنه در آینده در یکی از مطالب من مطرح شه. شاید هم تا الان مطرح شده باشه.

موبایل

بیشتر بدونین: ۶ نکته واسه داشتن بهترین روش هدف دار در بازاریابی محتوا

کلتون رید، معاون تولیدات چندرسانه ای

وقتی چیزی واسه نوشتن ندارم، به این معنی نیس که به اندازه کافی تحقیق نکردم یا موضوعی و مطلبی در دفترچه یادداشتم واسه نوشتن ندارم، بلکه این مسئله واسه من به این معناست که به ایده ها و تفکرات داخلی ام فرصتی واسه بروز نداده ام، یعنی به مغزم اجازه نداده ام که کارای مهمی برام بکنه.

تازگیاً به این قضیه فهمیدم که قبل اینکه بخوام چیزی بنویسم، باید ایده ای رو انتخاب کنم، تنها یه ایده از بین زنجیره ای از روندای خلاقانه. اینشتاین این قضیه رو بازی ترکیبی نامیده س، بخشی اساسی در تفکر تولید کننده، قبل اینکه ارتباطی با ساختار منطقی داشته باشه.

گوشی رو خاموش می کنم، هدفونم رو ورمیدارم، چند قطعه موسیقی – بی کلام از همه بهتره – انتخاب می کنم، و واسه دویدن به پارک میرم. در این موقعیت، نه میشه ایمیل ام رو چک کنم و نه پیامی دریافت می کنم، درواقع غیر از دویدن و خیالپردازی کار دیگری نمیشه انجام دهم. وقتی که خودتون رو کمی از مشغله هاتون دور می کنین، ایده های ناب خود رو نمایان می کنن. این استراحت باعث می شه تا ایده ها رو جمع کنم، و اونا رو به مقاله تبدیل کنم یا واسه آینده ذخیره کنم.

سونیا سیمون، معاون ارشد بخش محتوا

شغل من واجبه تا همیشه درباره موضوعاتی بنویسم یا پادکست بسازم، اما این مسئله به هیج وجه کار منو در پیدا کردن ایده راحت نمی کنه. من تقریباً از همه فوت وفنایی که تا الان گفته شده، استفاده می کنم ولی تکنیکی که امسال و پارسال از اون بیشترین بهره رو بردم اون هستش که از ایده های دم دستی استفاده کنم، این ایده ها هر وقت که اراده کنین در برابر شما قرار دارن.

پیدا کردن موضوع در وقتی که به اون نیاز دارین کار راحتیه؟ نه همیشه. من بیشتر موضوعاتم رو از خلال دایره واژگان درهم پیدا می کنم. اما این کار همیشه جواب داده. تقریباً از سال ۲۰۰۸ هر هفته مطلبی می نویسم. این کار رو واسه قالبای جور واجور مثل پستای وبلاگ، اپیزودها، پادکستا و محتواهای آموزشی واسه مؤسسات خصوصی انجام داده ام. هر هفته هم متعجم از اینکه میتونم این کار رو انجام دهم، و هر هفته هم اونو انجام میدم.

مشاهده نسخه pdf مقاله: چیجوری وقتی چیزی واسه نوشتن  نداریم ایده های ناب پیدا کنیم؟