پیشینه تعاریف شخصیت،پایان نامه شیوع اختلالات شخصیت

پیشینه تعاریف شخصیت

دو روان شناس به نامهای آلپورت و اوردبرت در دهه 1930 با استفاده از لغت نامه‌ای بزرگ فهرستی جامع از صفاتی که تمام، یا دستکم اکثر ویژگی‌های مهم و متمایز کننده افراد در زندگی روزمره تهیه کردند و به حدود هجده هزار واژه دست یافتند که رفتار را به نوعی توصیف می‌کرد. این تعداد نزدیک به 5% از واژگان زبان انگلیسی را تشکیل می‌داد. سپس با حذف واژه‌های مبهم و مترادف این فهرست را به حدود 4500 اصطلاح تقلیل دادند و سرانجام آن را در قالب زیرمجموعه‌هایی سازماندهی کردند که به لحاظ روان شناختی معنادار بود.

پژوهشگران بعدی با استفاده از این اصطلاحات وصفی شخصیت افراد را درجه بندی کردند. آن‌ها از همسالان آشنای فرد می‌خواستند که هر صفت را در مورد او درجه بندی کنند. مثلاً از یکی از آن‌ها می‌خواستند درجه صمیمیت فرد را بر اساس یک مقیاس هفت درجه ای – از کاملاً صمیمی تا کاملاً غیرصمیمی – تعیین کند. نام این گونه مقیاس‌ها ،اغلب از دو صفت متضاد تشکیل می‌شد. از خود افراد هم می‌خواستند که خود را بر اساس آن مقیاس‌ها درجه بندی کنند.

ریموند کتل (1957-1966) ،نخست با ادغام برخی اقلام از فهرست آلپورت- اودبرت آن را به 200 صفت تقلیل داد و بعد از افراد و همسالانشان خواست که آن‌ها را درجه بندی کنند. سپس با استفاده تحلیل عاملی تعیین کرد که الگوی همبستگی میان صفاتی که هر یک به درجه ای در فرد وجود دارد،با چند عامل شخصیتی زیربنایی قابل توضیح است. او با این تحلیل به 16 عامل رسید. همین روش را روان شناس انگلیسی به نام آیزنگ به کار گرفت و به 2 عامل شخصیتی رسید: درون گرایی و برون گرایی، که نخستین بار کارل یونگ روانکاو شناسایی کرده بود. «بی ثباتی – ثبات هیجانی» که آن را روان نژندگرایی (نوروتیزم) خواند.

درون‌گرایی و برون‌گرایی عبارت‌اند از میزان سمت گیری اساسی فرد، به درون خود یا به جهان بیرون. قطب درون‌گرا شامل افرادی خجالتی می‌شود که ترجیح می‌دهند به تنهایی کار کنند و به ویژه وقتی که دچار فشار هیجانی یا تعارض می‌شوند، دوست دارند سر در لاک خود ببرند. قطب برون‌گرا نیز شامل افرادی معاشرتی است که، ترجیح می‌دهند به مشاغلی بپردازند که امکان کار مستقیم با دیگران را برایشان فراهم کند و در مواقع فشار روانی به جست و جوی همراه و کمک بر می‌آیند. حال این سؤال مطرح می‌شود که تعداد عوامل پایه ای شخصیت چند تاست؟ حتی با روش تحلیل دقیقی نظیر تحلیل عاملی هم نمی‌توان جواب قاطعی داد. چنان که کتل به 16 عامل و آیزنگ به 3-2 عامل دست یافت. محققان دیگر هم هر کدام به اعداد دیگری می‌رسند.

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه: