پایان نامه نوآوری محصول:تعاریف مدیریت دانش

تعاریف و مفهوم مدیریت دانش

دانش يک منبع اقتصادی کليدی) و حتي مي توان گفت تنها منبع کليدی( برای کسب مزيت رقابتي است. سازمان ها مي توانند از طريق مديريت اثربخش دانش، توليد و يا کسب دانش های جديد، در دسترس قراردادن دانش و به کار بستن آن، کارکنان خود را به کارکنان دانشي تبدل نمايند.چنين کارکناني مهم ترين سرمايه ی يک سازمان به حساب مي آيند. نه فقط پژوهشگران مديريت، که شاغلين در سازمان ها نيز بر فرايند مديريت دانش که شامل کسب، کاربرد و اشتراک دانش مي شود تأکيد زيادی دارند و مديريت دانش  را در جايگاه کليدی ترين عامل سازماني جهت کسب مزيت رقابتي قرار مي دهند (کور و مادن[1] ،2013)

مدیریت دانش عبارت است از مهم ترین سؤالات اساسی در زمینه سازگاری سازمانی برای بقا و شایستگی بالا به دلیل تغییر در محیط کسب و کار می باشد (ملکی پور ، 1391).مدیریت دانش با هدف تأمین نیازهای فعلی شناسایی و استفاده از سرمایه دانش و توسعه فرصت های جدید به مرحله اجرا است (آمالیا و ناگروهو[2] ، 2010 ).نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کرده اند که به آفرینش حفاظت و تسهیم دانش سازمانی می پردازند ( فدائی و همکاران ، 1390).دانش به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی و ایجاد ارزش ، به عنوان یک عنصر ضروری برای توسعه پایدار و به طور کلی به عنوان یک عامل تعیین کننده برای شرکت ها به آنان جهانی شناخته شده است علاوه بر این ، دانشی که شرکت ها شناسایی می کنند، منبعی پویا است که نیازمند تغذیه ، مدیریت دقیق می باشد ( میر فخرالدینی ، 1389). مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیت هااست که برای مدیریت ، مبادله ، خلق یا ارتقای سرمایه های فکری در یک سازمان به کار می رود و یک توافق جمعی در مورد این که مدیریت دانش چیست ، وجود ندارد . تعاریف زیادی برای مدیریت دانش منتشر شده است .مدیریت دانش طرحی هوشمندانه فرایندها ، ابزار ، ساختار و غیره با قصد افزایش نوسازی اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است که در هر کدام از سه عنصر سرمایه فکری یعنی ساختاری انسانی و اجتماعی نمایان می شود،از نظر سی نت[3] (2004)راه حل معمای تعریف مدیریت دانش آن است که آنچه را مدیریت دانش در آن مقوله نمی گنجد حذف کنید .( پیری ، آصف زاده ،1385).

مدیریت دانش شامل اقدامات مدیریتی در تسهیل فعالیت های کسب دانش ، ایجاد ذخیره اشتراک ، توزیع ، توسعه و بکارگیری دانش توسط افراد و گروهها است ژنگ و همکاران[4] (2010). ایجاد دانش به فرایندی اشاره می کند که در آن دانش توسط سازمان از منابع خارجی کسب می شود و استفاده دانش که کاربرد دانش یا اجرای دانش نیز نامیده می شود به فرایندی اشاره دارد که در جهت کاربرد حقیقی و موجود دانش تنظیم و تطبیق می گردد (رام چندران و همکاران [5]، 2009). ونیز فرایندهای مدیریت دانش را شامل خلق دانش ، جذب ، سازماندهی ، ذخیره سازی و انتشار دانش می دانند که کاربرد آن در بین بخش های خصوصی و دولتی دارای تفاوت های قابل توجه ای هستند( مارا و همکاران[6] ، 2012).خاطر نشان می کنند که جریان های مؤثر مدیریت دانش و فرایند تسهیم دانش در میان رقبای زنجیره عرصه ، ویژگیهای جالبی نظر چابکی ، انطباق پذیری، و همترازی را به دنبال دارد و زمینه ساز فرایندهای انسجام ، بهبود مشارکت ، جذب دانش و سازماندهی آن است . (قدوس وایکژو[7] ،2005) نظام مدیریت دانش را نوعی نظام اطلاعاتی تعریف کرده اند که به آفرینش ، حفاظت و تسهیم دانش سازمانی می پردازد . بلانت[8] ( نقل از افجه ای و سلطانی ، 1390 ، ص86 ) معتقد است که مدیریت دانش ، فرایندی است که از طریق آن سازمان ها اطلاعات جمع آوری شده ی خود را به کار می گیرند و پاسخی که به این نگرانی است که افراد بایستی قادر به تبدیل یادگیری خود به دانش دستخوش تغییرات مختلف می شود و بخش از اطلاعات از بین می رود . بنابراین باید از روند قادر به تبدیل یادگیری خود به دانش دستخوش تغییرات مختلف می شود و بخش از اطلاعات از بین می رود . بنابراین باید از روند اتلاف اطلاعات مفید، جلوگیری کرد دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی مهم به ( لحاظ استراژیکی ) است که بر اساس آن سازمان ها از قابلیت ها و منابع ناملموس به عنوان ابزارهای رقابتی استفاده می کنند . بخش عمده دانش به عنوان یک منبع مزیت رقابتی (به ویژه دانش ضمنی ) محسوب می شود که تدوین و تسهیم آن به دلیل ماهیت اعضای و وجود تجارب مختلف ، امری بس دشوار است. (هلن و کارکری[9] (2011) با این همه ، دانش به عنوان یک سرمایه سازمانی به صورتی نسبتاً مؤثر مدیریت می شود . سازمان ها نخست برای ارتقای بهره وری تکیه می کنند . و برخی دیگر، به اهمیت مشارکت و کارگروهی ( به منظور تسهیم دانش ) تمرکز می نمایند . از طرف دیگر شاهد سرمایه گذاری های هنگفت برخی از سازمان ها در زمینه آموزش ، توسعه و تنظیم ساختار دانش هستیم ، هدف اصلی آنها دستیابی به انعطاف پذیری و تغییر است . این تنوع روش های مدیریتی منعکس کننده تفاوت های مهم در عملکرد سازمان ها است . لذا سازمان ها به منظور مدیریت دانش کارکنان به عنوان عملکرد بهینه مرتبط با دانش ضمنی ، حفظ یا بقای کارکنان و افزایش مداوم تخصص و مهارت باید از روشهای راهبردی تر استفاده کنند.هر سازمانی که در پی ایجاد نوآوریها و ابتکارات در مدیریت دانش خود باشد ، بایستی یک سری اهداف اساسی که البته با کمک سایر اهداف سازمانی تکمیل می شود . برای دانش مدیریت سازمانی تدوین کند این سازمان بایستی از کارایی اهدافشان در زمینه نوآوریهای مدیریت دانش و منافع خاص از آن ( که معمولاً غیر مستقیم  هستند ) و در نهایت ارتباط میان عایدات مالی شرکت و دانش سازمانی ارزیابی صحیحی داشته باشد که البته این کار دشواری است . مدیریت دانش سازمان ها عنصر اساسی در دستیابی و بقای مزیت رقابتی در سازمان است . مفهوم مدیریت دانش ، گونه های متفاوتی از دانش جهت پشتیبانی استراتژی کلان سازمان ، ارزیابی وضعیت کنونی مدیریت دانش ، انتقال مبانی دانش جاری در سازمان به پایگاههای جدید و قدرتمند دانش و جبران و اصلاح کمبود های مددجو در این حیطه ارائه می کند . (رودریجوز[10]،2007 ). دراقتصاد الکترونیک امروزی، دانش به عنوان یک ابزار یاری دهنده مدنظر قرارگرفته است و اجرای مدیریت دانش، یک سازمان را در گسترش وتوسعه محصولات جدید و تصمیم گیریهای مهم در زمینه مدیریت استراتژیک حمایت می کند. اولین مطلب مهم در مدیریت دانش، سازمان دهی، انتشار و پالایش دانش است. در زمینه مدیریت دانش یک وظیفه مهم تبدیل دانش مخفی به دانش صریح و آشکار است که با استفاده از روش داده کاوی می توان دانش مربوط به مشتری (تامین کننده و مصرف کننده) را از بخشهای مختلف بازار به دست آورد و یا اینکه توسط خبرگان بدست آورده و اصلاح و روشن نمود (نقاده،1391 ).

[1] . kor &maden

[2] .amalia & nugroho

[3] . Sinotte

[4] .zheng & colleague

[5] .ramachandran & colleague

[6] .marra & colleague

[7] . Quaddus & xu

[8] . blant

[9] . whelan & carcary

[10] .  rodriguez

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه: