پایان نامه درمورد زنجیره تامین:مفهوم عملكرد

تشريح مفهوم عملكرد

در ضرورت و تشريح و تعريف مفهوم واژه ي عملكرد بايد خاطرنشان نمود كه جايگاه اين واژه از آنجا حائز اهميت است كه تنها با تعريف و تشريح عملكرد است كه مي توان آن را ارزيابي يا مديريت نمود. هولتون[1] و بيتز[2] خاطرنشان كرده اند كه عملكرد يك ساختار چند بعدي است كه ارزيابي آن بسته به انواع متفاوت است. ايشان همچنين به اين موضوع كه هدف ارزيابي، نتايج عملكرد است يا رفتار اشاره مي نمايند. در خصوص چيستي عملكرد، نگرش هاي متفاوتي وجود دارد. به طوري كه مي توان عملكرد را فقط سابقه ي نتايج حاصله تلقي كرد. از نظر فردي، عملكرد سابقه ي موفقيت هاي يك فرد است. كين[3]  معتقد بود كه عملكرد چيزي است كه فرد به جا مي گذارد و جداي از هدف است. برنادين[4]  و همكارانش معتقدند كه عملكرد بايد به عنوان نتايج كار تعريف شود.چون نتايج قوي ترين رابطه با اهداف استراتژيك سازمان، رضايت مشتري و نقش هاي اقتصادي دارد.فرهنگ لغات آكسفورد عملكرد را به اين صورت تعريف نموده است كه انجام، اجرا، تكميل،انجام كار سفارش يا تعهد شده ، عملكرد را مشخص مي نمايد. اين تعريف به خروجي ها يا نتايج بر مي گردد و در عين حال عنوان عملكرد در مورد انجام كار نيز نتايج حاصله از آن مي باشد (دفت، 1387). بنابراين مي توان عملكرد را به عنوان رفتار يا روشي كه سازمان ها، گروه ها وافراد كار را انجام مي دهند تلقي كرد. كمپ بل[5] بر اين باور است كه عملكرد رفتار است و بايد از نتايج متمايز گردد. زيرا عوامل سيستمي مي توانند نتايج را منحرف كنند. به نظر مي رسد در صورتي كه عملكرد به گونه اي تعريف شود كه هم رفتار و هم نتايج را در برگيرد، ديدگاه جامع تري حاصل مي گردد. در تعريف بروم راچ[6] اين ويژگي را به وضوح مي توان مشاهده نمود. وي معتقد است كه عملكرد هم به معناي رفتار ها و هم به معناي نتايج است. رفتار ها از فرد اجرا كننده ناشي مي شوند و عملكرد را از يك مفهوم انتزاعي به عمل تبديل مي كنند. رفتار ها فقط ابزار هايي براي نتايج نيستند، بلكه به نوعي خود نتيجه به حساب مي آيند. (محصول تلاش فيزيكي و ذهني كه براي وظايف اعمال شده است) و مي توان جداي از نتايج در مورد آنها قضاوت كرد. اين تعريف از عملكرد منجر به اين نتيجه گيري مي شود كه همگام مديريت عملكرد، گروه ها و افراد، هم ورودي ها (رفتار ها) و هم خروجي ها (نتايج) بايد در نظر گرفته شوند. هارتل[7]  اين مدل را مدل تركيبي مديريت عملكرد مي نامد. اين مدل سطوح توانايي يا شايستگي و موفقيت ها را همانند هدفگذاري و بازبيني اهداف پوشش مي دهد (آرمسترانگ، 1385).در واقع، عملکرد هر سازمان تعریف خاص خود را دارد. در یک سازمان دولتی ارائه ی خدمات بهتر و توسعه ی رفاه و ثروت عمومی جامعه به عنوان هدف، مطح بوده و از جمله شاخصهای عملکرد سازمان به شمار می آیند اما در شرکتها تولیدی شاخص عملکرد، علاوه بر رضایت مشتریان سازمان و حفظ منافع جامعه، دربرگیرنده ی سود و رضایت سهامداران و کارکنان سازمان نیز می باشد (افجه و محمودزاده، 1390، ص 7).

[1] Holton

[2] Bates

[3] Kane

[4] Bernadin

[5] Kampbell

[6] Brumrach

[7] Hartle

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه: