پایان نامه درمورد درگیری شغلی:رضایت شغلی

: رضایت شغلی

2-2-1) مقدمه ای بر رضایت شغلی

يكي از عواملي كه در بقاي سازمان ها بسيار موثر است عامل نيروي انساني است. هر فرد سعي مي كند شغلي را انتخاب كند كه علاوه بر تامين نيازهاي مادي، نيازهاي رواني او را نيز تامين نمايد. به طور كلي موفقيت هر سازمان تا حدود زيادي بستگي به تلاش و رضايت كاركنان سازمان دارد. شايد بتوان گفت كاركناني كه داراي روحيه بالاتر، خلاقيت و مهارت هستند، از رضايت شغلي بهتر و بالاتري برخوردار هستند (روحي عزيزي و مهدوي، 1379، ص 51).

هنگامي كه كاركنان به سازمان ها مي پيوندند، مجموعه اي از خواسته ها، نيازها و آرزوها را كه باعث ايجاد انتظارات شغلي مي شود، با خود وارد سازمان مي نمايند. پاسخ هاي سازمان به خواسته ها و توقعات كاركنان، احساس مثبت يا منفي افراد به شغل خود (رضايت يا نارضايتي شغلي) را شكل مي دهد. در واقع رضايت شغلي نشان دهنده ميزان رابطه توقعات كاركنان با پاداش هاي سازمان است (Willem , et al. , 2007). طبق تعريف رضایت شغلی عبارت است از ارزیابی كاركنان از شغل خودشان در چهارچوب کاری معين  (Carrier&,  Bourque, 2009 , p.33).

بنابراين مديران بايد حداقل به سه دليل به رضايت شغلي كاركنان سازمان مربوط اهميت دهند: بين رضايت شغلي و بهره وري ارتباط وجود دارد؛ ثابت شده است كه كاركنان راضي، از سلامت جسمي و رواني بهتري برخوردارند و همچنين افراد ناراضي سازمان را ترك مي‎كنند و بيشتر استعفا مي دهند؛ رضايت شغلي پديده اي است كه از مرز سازمان و شركت فراتر مي رود و اثرات آن در زندگي خصوصي فرد و خارج از سازمان (جامعه) نيز مشاهده مي شود (شكري و همكاران ، 1391 ،ص 120).

 

 

2-2-2)  تعاريف و مفاهيم رضايت شغلي

محققان تعریف های متفاوتی از رضایت شغلی ارایه داده اند، اگر چه یک تعریف مشترک و مورد توافق همگان در زمینه رضایت شغلی وجود ندارد اما اکثر این تعاریف با هم مرتبط اند. هسته اصلی همه تعاریف عبارت است از: وضعیتی که فرد واکنش هیجانی خوشبینانه نسبت به یک شغل خاص دارد.

( Halepota, 2011, p.40)

  • اسپکتور (1997) رضایت شغلی را به عنوان یک متغیر نگرشی که نشان دهنده علاقه مردم (رضایت) و یا عدم علاقه مردم (نارضایتی)  به شغلشان مي‌باشد، تعريف نموده است(Cortese et al. , 2010 , p.37) .
  • رضايت شغلي یک نوع احساس خشنودي است كه در اثر دستيابي افراد به اهداف ، بدست مي‌آيد (ساعتچی و همکاران، 1387،ص 155)
  • رضايت شغلي عبارت است از درجه ای از احساسات و نگرش‌هاي مثبت كه افراد نسبت به شغل خود دارند. هنگامي كه يك شخص مي گويد داراي رضايت شغلي بالايي است ، اين بدان مفهوم است كه او واقعاً شغلش ر ا دوست دارد، احساسات خوبي دربارة كارش دارد و براي شغلش ارزشي بسيار قائل است (ساعتچی و همکاران، 1387،ص 155).
  • رضايت شغلي عبارت است از احساسات مثبت يا لذت بخشي كه هر فرداز راه ارزيابي شغل خود يا تجربيات شغل خود بدان دست مي‌يابد (ساعتچی و همکاران، 1387، ص 155)
  • فیشر و هانا[1]  رضایت شغلی را عامل روانی قلمداد می کنند و آن را نوعی سازگاری عاطفی با شغل و اوضاع اشتغال می انگارند. آنان معتقدند اگر شغل مورد نظر لذت مطلوبی را برای فرد تامین کند، در این حالت فرد از شغلش رضایت دارد. در مقابل چنانچه شغلش لذت مطلوب را در پی نداشته باشد، احساس نارضایتی می کند و در صدد تغییر شغل برمی آید.(کریمی فرد، 1384،ص38)
  • لوی گاربول و مونت مارکوت[2] معتقدند رضایت شغلی ارزیابی فرد است نسبت به تجربه گذشته و اینکه انتخاب همین شغل در آینده نیز بهترین گزینه است.کارمند از میزان مطلوبیت کاری که تجربه می کند، گزارشی ارائه نمی کند بلکه در این زمینه قضاوت می کندکه اگر مجدداً بخواهد شغلی انتخاب کند، شغل فعلی را انتخاب می کند یا خیر.(رجب بیگی، 1385، ص 115)
  • رضایت شغلی یک تابع از رابطه درک شده است بین آنچه یک شخص از شغل خود می خواهد و آنچه که می بیند. بنابراین رضایت شغلی اشاره به این دارد که کارکنان تا چه میزان از تلاش های خود در محل کار احساس لذت می کنند.(Tuzun, 2009, p.729)
  • هاپاک[3] رضایت شغلی را مفهومی پیچیده و چند بعدی دانسته و آن را با عوامل روان شناختی، جسمانی و اجتماعی مرتبط کرده است. به نظر وی صرفاً وجود یک عامل موجب رضایت شغلی نمی شود بلکه وجود ترکیبی از عوامل مختلف موجب خواهد شد که فرد در لحظه معینی از شغل خود احساس رضایت کند.(شکری و میرهاشمی، 1385، ص75).

[1] . Fisher&Hanna

[2]  Levy garboul& mont marqouet

[3] .Hapak

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه: