پایان نامه درمورد بزهکاری؛تعریف جرم وبزه

تعریف جرم وبزه از نقطه نظر قانونی وحقوقی

در تعریفی که قانونگذار از جرم طبق ماده 2، قانون مجازات عمومی مصوب سال 1352 نموده چنین گفته است: هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است

مقنن جمهوری اسلامی ایران در ماده 2 قانون سابق راجع به مجازات اسلامی گفته بود: هر فعل یا ترک فعلی که مطابق قانون قابل مجازات یا مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی باشد، جرم محسوب است و هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیتی تعیین شده باشد.

در قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1370، قانونگذار ماده 2 سابق را تغییر داده و نه تنها عبارت مستلزم اقدامات تأمینی و تربیتی را لازم به ذکر ندانسته، بلکه عبارت تأکیدی آخر ماده و هیچ امری را نمی توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون برای آن مجازات یا اقدامات تأمینی یا تربیتی تعیین شده باشد را زائد تلقی و ماده 2 قانون جدیدی را بدین نحو تدوین نمود.هر فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد جرم محسوب است.

در این جهت عده اي از حقوق دانان معتقدند كه نقص قانون هر كشوري در اثر عمل خارجي در صورتي كه انجام وظيفه يا اعمال انرا تجويز نكند ومستوجب مجازات هم باشد ،جرم ناميده مي شود .[1]

بعضی دیگر هر فعل یا ترک فعلی را که نظم، صلح و آرامش اجتماعی را مختل سازد و قانون نیز برای آن مجازاتی تعیین کرده باشد جرم می دانند.[2]

از سوی دیگر، جرم که موضوع حقوق جزای عرفی است، شامل جنایات عمدی و خطایی نیز می‏گردد، در حالی‏که، گناه که موضوع حدود و تعزیرات شرعی است، شامل این‏گونه گناهان نمی‏شود.

بنابراین، موضوع حقوق جزای اسلامی، که اعمّ از گناه و جنایات است، با موضوع حقوق جزای عرفی، به اصطلاح اهل منطق، عموم و خصوص مطلق است؛ یعنی موضوع حقوق جزای شرعی اعمّ از موضوع حقوق جزای عرفی است؛ زیرا علاوه بر این‏که شامل گناهان دارای مفسده اجتماعی و نیز جنایات عمدی و خطایی می‏شود، گناهانی را که دارای مفسده شخصی نیز هستند شامل می‏شود؛ برخلاف موضوع حقوق جزای عرفی، که شامل نوع اخیر نمی‏شود.[3]

بند چهارم: مفهوم بزه از نظر قرآن

واژة جرم و مشتقات آن (مجرمان، اجرموا، يجرمنکم، تجرمون، اجرمنا…) بيش از 60 بار در قرآن آمده، و اصولاً بر همان مفهوم لغوي جاري است که کسب و کار زشت باشد[4]؛ با اين حال، قرآن کريم آن را در مصاديق گسترده‌اي به کار برده است که شامل مستکبران، ستمگران و منکران معاد هم مي‌شود. در نتيجه، لفظ جرم در قرآن عام است و رفتار مجرمانه و عقايد و اخلاق انحرافي را نيز شامل مي‌شود.

جرم در زبان قرآن کریم، عبارت از انجام دادن فعل یا گفتن قولی است که شارع آن را منع کرده و برای آن کیفر قرار داده است. به عبارت دیگر، جرم یا گناه عبارت است از مخالفت با اوامر و نواهی شارع مقدس.

برای درک معنای جرم در قرآن کریم، باید به الفاظی مانند جرم، اثم، سیئه، خطیئه و ذنب و مشتقات آن که به معنی کار زشت و ناپسند است، مراجعه کرد و نیز به آیاتی که در باب انواع جرائم مشمول قصاص نفس، قصاص عضو، دیه، حد زنا، حد قذف، حد سرقت، محاربه و بغی است استشهاد نمود.

در یکی از آیات قرآن، جرم در مورد افترا به خدا و انکار آیات الهی به کار رفته است: چه کسی ظالم‏تر است، همچون کسی که از روی کذب بر خداوند افترا می‏بندد، یا آیاتش را انکار می‏نماید، همانا خداوند، مجرمین‏ را رستگار نمی‏نماید[5].

خطیئه و سیئه نیز از جمله واژگانی است که در قرآن به معنی بدی و زشتی آمده است.: آری، کسی که بدی را به دست آورد و زشتی او را احاطه کرده باشد، پس آنان اهل آتشند در حالی که در آن جاویدان هستند.[6]

ذنب نیز از دیگر واژگانی است که مترادف با جرم آمده است: و همین برای پروردگار تو کافی است که به گناهان بندگانش آگاه و بیناست[7].

در کل لفظ جرم در قرآن شامل هر گناهي نمي‌شود، بلکه گناهان به لحاظ شدت و ضعف و قصد مرتکب و حالات گوناگون او ممکن است تحت يکي از اين عناوين قابل طرح باشد:[8]

  1. سوء پیشینه: با قرار گرفتن لفظ سوء در مقابل گناهان کبیره، از جمله در آیۀ «اِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ…»[9] معلوم می‌شود «سوء» و «سیئه» به مفهوم گناهان صغیره است و شامل گناهان کبیره نمی‌شود و از این رو شامل جرم نمی‌گردد.

[1] – علی آبادی، عبدالحسین، حقوق جنائی،ص 48

[2] – دانش،تاج زمان ،منبع پیشین،ص44.

[3] – گرجی، ابوالقاسم، مقالات حقوقی، ج 1، ص 286.

[4] -طباطبائی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیرالقران، جلد10، ص390.

[5] – سوره یونس، آیه17

[6] – سوره، بقره، آیه81

[7] – سوره  اسرا،آیه 17

[8] -فیض، علیرضا، منبع پیشین، صص 68-65.

[9] -سوره نساء، آیه 31.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه: