پایان نامه درباره وایبر/:تئوری یادگیری مشارکتی

تئوری یادگیری مشارکتی

یادگیری مشارکتی فراگیران را به قبول مسئولیت در آموزش خود ترغیب می‌کند شالوده و بنیان این رویکرد توسط هوارد ایتون[1] نهاده شده است او در این باره می‌گوید: شما فرصتی را برای آموختن یافته‌اید این مانند یک زندان یا سرگرمی بی‌فایده اجتماعی نیست یک کار واقعی است کاری که مسئولیت را به دو صورت منتقل می‌کند اولا شما مسئول یادگیری خودتان هستید و ثانیا در یادگیری همکلاسی‌هایتان مسئولیت مشابه دارید (خان محمدی و رنجبری،1389).

2-1-2-2-5- رویکردهای شناختی – اجتماعی به انگیزش و نظریه اهداف پیشرفت

یکی از مهم ترین چارچوب های نظری در دو دهه اخیر پیامدهای تحصیلی دانش آموزان را مورد توجه قرار داده است رویکردهای شناختی – اجتماعی به انگیزش و نظریه اهداف پیشرفت است (الیوت 1999؛ پینتریچ، 1994) اهداف پیشرفت معرف دستگاه معنایی جامع از موقعیت‌ها یا بافت‌هایی است که پیامدهایی شناختی، عاطفی و رفتاری دارد (ایمز 1992؛ دویک و لاگیت، 1988؛ کاپلان و ماهر، 1999) و دانش آموزان برای تفسیر اعمال خود از آن‌ها استفاده می‌کنند در نظریه اهداف پیشرفت بر عوامل شخصی (ادراک، ارزش و عواطف) و موقعیتی به عنوان عواملی موثر بر انگیزش تحصیلی تاکید می‌شود (میس، بلومن فلد و هویل 1988) اهداف پیشرفت با توجه به نقش توانایی و مهارت به دو دسته تقسیم بندی می شوند: اهداف تبحری (اهداف تکلیف مدار و اهداف یادگیری) برای نشان دادن بهبود شایستگی یادگیری و تسلط بر تکلیف و اهداف عملکردی (معطوف به خود و توانایی نسبی) برای نشان دادن شایستگی و رقابت با دیگران (الیوت، مک گریگور، گیبل 1999)

برخی محققان نظریه اهداف پیشرفت را با تقسیم اهداف عملکردی به دو بعد اهداف رویکرد عملکرد و اجتناب – عملکرد گسترش داده‌اند (الیوت و چرچ، 1997؛ دو پیرات و مارین، 2005) دانش آموزانی که اهداف رویکرد عملکرد انتخاب می‌کنند در مقایسه با دیگران بر عملکرد‌شان توجه دارند و آنایی که اهداف اجتناب عملکرد را بر می‌گزینند خود را با هوش جلوه می دهند تا تنبیه نشوند (ریان و پینتریچ 1997) نتایج پژوهش از تاثیرات متفاوت اهداف بر عملکرد تحصیلی دانش اموزان حکایت دارد برای مثال نتایج برخی پژوهش ها رابطه مثبت و مستقیم میان اهداف تبحری و پیشرفت تحصیل را تایید کرده‌اند (ولترز، یو، پینتریچ، 1996؛ چرچ، الیوت و گیبل 2001، الیوت و مک گریگور 2001) در حالی که بیشتر یافته‌های پژوهشی تاکید می‌کنند رابطه مستقیمی میان این دو متغیر وجود ندارد (الیوت و مک گریگور 2001؛ هارکیوکس و همکاران، 1997 و 2000؛ پینتریچ، 2000)

نتایج متفاوتی در مورد رابطه ی میان اهداف رویکرد عملکرد با پیشرفت تحصیلی گزارش شده است برای مثال بیشتر یافته‌های پژوهشی (الیوت و مک گریگور 2001؛ هاراکیوکس و همکاران، 1997 و 2000؛ محسن پور، حجازی و کیامنش، 1385) این رابطه را تایید کرده‌اند و تعداد اندکی از یافته‌ها (پینتریچ، 2000؛ ولترز و همکاران، 1996) این رابطه را تایید نمی‌کنند رابطه منفی میان اهداف اجتناب – عملکرد و پیشرفت تحصیلی در بیشتر پژوهش تایید شده است (الیوت و مک گریگور، 1999؛ چرچ و همکاران؛ الیوت و چرچ 1997؛ محسن پور و همکاران، 1385)

نتایج متناقض پژوهش‌ها در مورد روابط میان اهداف پیشرفت تحصیلی نشان می‌دهد اهداف پیشرفت برای تاثیر بر پیشرفت تحصیلی به برخی متغیرهای میانجی نیاز دارند از نظر میس و همکاران (1988) درگیری شناختی انگیزشی و رفتاری دانش آموزان که در سطح‌های مختلف و به شکل‌های گوناگون صورت می‌گیرد می‌توانند این نقش را داشته باشند.

مفهوم درگیری تحصیلی به کیفیت تلاشی که دانش آموزان صرف فعالیت های هدفمند آموزشی می کنند تا به صورت مستقیم به نتایج مطلوب دست یابند اشاره دارد (لین برینک و پینتریچ 2003) و 3 بعد درگیری رفتاری شناختی و انگیزشی را در بر دارد:

[1] – Howard Eaton