پایان نامه درباره شهر خلّاق/:خلّاقيت شهری

ارتباط بين خلّاقيت و سطح توسعه شهري، شناخت نقش و اهميت توسعه سرزميني و افزايش قدرت رقابت از طريق جذب طبقه خلّاق منجر به ظهور ديدگاه­هاي متنوعي در اين زمينه شده است. حداقل سه بعد عمده وجود دارد كه مي­تواند رابطه بين خلّاقيت و توسعه شهري را مطرح سازد:

1- اعتقاد به لزوم سرمايه­گذاري در توسعه شهري در جهت ايجاد خلّاقيت كه شامل توسعه ابزارهاي خلّاق و راه­حل­هايي است، كه به بافت فرهنگي و اقتصادي- اجتماعي جديد كمك نمايد.

2- تأكيد به بخش­ها، فعاليت­ها و صنايع خلّاق به عنوان پايه­هاي ساختاري توسعه شهري. به عبارتي ديگر با اعتقاد به اين كه فعاليت­هاي خلّاق و فرهنگي نقشي اساسي در اقتصادهاي در حال رشد دارد، ضروريست كه توسعه شهري به عنوان موتور اقتصادي جامعه دانش محور عمل كند.

3- دفاع از لزوم جذب مهارت­هاي خلّاق يا منابع انساني خلّاق(طبقه خلّاق فلوريدا).( 2,2009 ,­Costa and et al).

البتّه، بايد گفت كه خلّاقيت در شكل­هاي مختلف، از راه­هاي گوناگون و مراحل مختلف در يك فرآيند توسعه­اي اتّفاق مي­افتد و مي­تواند خود را از طرق متنوع و از طريق عوامل مختلف نشان دهد. مراحل مختلف اين مدل چرخه­اي به قرار زير است:

1- افزايش ظرفيت توليد ايده در شهر: در اين مرحله هدف اصلي ارتقا سطح بحث و گفت و گو در شهر و توسعه دايره مشاركت مردم در اين گفتمان است. برگزاري نمايشگاه­هاي متعدد، سخنراني­ها، همايش­ها و بازديدها در اين راستا مي­تواند مؤثّر باشد.

2- تبديل ايده به واقعيت: منظور از اين مرحله اين است كه چگونه فرصتي فراهم شود كه افراد ايده­هايشان را در عمل مثل مشاغل جديد، توليدات و خدمات آزمايش كنند و اين كه چه نوع حمايت­هايي از نظر مالي، مشاوره­اي و ابزاري جهت تشويق آن­ها لازم است؟ و اگر موفّق نباشند چه اتّفاقي مي­افتد و آيا نياز به سعي مجدد است؟

3- شبكه­اي شدن و انتشار ايده­ها: شهر مي­تواند ايده­هاي خود را به واقعيت تبديل كند. اما، آيا ضرورتي براي ساختن جامعه خلّاق وجود ندارد؟ ارزش بيشتر وقتي حاصل مي­شود كه مردم در خلّاقيت و منابع هم سهيم شوند. در اين حالت اشتراك­گذاري خلّاقيت­ها بيشتر رشد مي­كند. به نظر مي­رسد ابتكار، مكانيزم­هايي را طراحي مي­كند كه مي­توانند به مردم و سازمان­ها كمك كنند، تا ايده­هاي خلّاقشان را شبكه­اي كنند. در واقع هدف تسهيل تبديل شدن شهر به شهري خلّاق نيست. بلكه، هدف داشتن اجتماعي خلّاق است.

4-  فراهم­سازي سكوهايي براي انتقال: افراد و سازمان­هاي خلّاق نياز به مكان­هايي دارند كه بتوانند در آن توليد كنند، خدمات­رساني نمايند و شكل­هاي هنر وخلّاقيت خود را به نمايش بگذارند. آن­ها نيازمند زيرساخت­هاي فيزيكي و مجازي متعددي مثل مراكز داد و ستد، تسهيلات توليد، استوديوها ، گالري­ها يا وب سايت­ها هستند.

5- پيدا كردن مخاطبين و بازارها: ايده­ها، توليدات، تجربه­ها و خدمات فقط يك ارزش صرف نيستند. هر كس در هر جايي مي­تواند از آن­ها استفاده كند و آن­ها را خريداري نمايد. بنابراين، مسأله مهمي است كه آيا يك شهر توانايي به نمايش گذاشتن و نشان دادن ايده­ها و توليداتش را به شكلي كه براي ديگران جذّاب و قابل دسترس باشد را داراست. آيا شهر اين ظرفيت را دارد كه بازار يا مخاطبين قابل قبولي را ارائه نمايد؟ در واقع شهر بايد در برپايي نمايشگاه­ها، كنفرانس­ها، وب سايت­ها و جهت انتشار دستاوردهاي خود سرمايه­گذاري نمايد. قاعده نوآوري مي­گويد بهترين راه براي رسيدن به موفّقيت، سري نگه داشتن ايده­ها نيست بلكه به اشتراك گذاشتن آن­هاست( 383,2004 ,­Wood and taylor). اين مراحل به صورت چرخه­اي مي­تواند تكرار شود به طوري كه بعد از مرحله 5 دوباره مرحله 1 و همين طور اين فرآيند ادامه مي­يابد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه: