پایان نامه درباره تولید ملی/:توسعه فرصت

میتوانیم به سه جزئی بپردازیم که اکثر پژوهشگران آنها را به عنوان تشکیل دهندگان فرصت شناسایی کرده اند، یعنی توسعه فرصت، ارزیابی فرصت و شناسایی فرصت.

 

توسعه فرصت: فرصتها به عنوان یک مفهوم ساده آغاز میشوند که هرچه کارآفرین آنها را بیشتر توسعه میدهد، دقیقتر میشوند. این فرایند شامل تلاشهاي پیشدستانه مثل توسعه محصول جدید است، اما فرایند توسعه در اینجا کل کسب و کار را شامل میشود نه فقط یک محصول را . (پاویا[1]، 1991 ، به نقل از همان منبع) .از اینجا موقعیت ما از تصورات پیشین که شناسایی فرصت را عمدتأ فرصت اکتشاف چیزي که قبلأ شکل یافته است می دانست، جدا میشود. ما فرایند توسعه فرصت را به عنوان یک فرایند مداوم، پیشدستانه و ضروري براي شکل دهی به کسب و کار می دانیم.

 

شناسایی فرصت:  فرصتهایی که به تنهایی توسعه مییابند، ایده هاي ابتدایی براي شکل گرفتن طرح کسب و کار کامل را ایجاد می کنند. اما فرایند توسعه فرصت به طور مفهومی از شناسایی یا تشخیص فرصت متمایز شناخته اند داراي سه فاز متمایز است: 1) احساس یا « شناسایی فرصت » است. آنچه که بیشتر ادبیات تحقیق ((شناسایی فرصت)) شناخته اند دارای سه فاز متمایز است : 1) احساس یا درک نیازهای بازار و / یا منابع استفاده نشده ،  2) شناسایی یا کشف یک تناسب بین نیازهای مشخص بازار و نیازهای خاص و 3) ایجاد یک تناسب بین منابع یا نیازهایی که پیش از این از هم جدا بوده اند، به شکل یک مفهوم کسب و کار)هیلز[2]،1995؛دکونینگ[3] 1999به نقل از همان منبع). این فرآیند به ترتیب شامل درک ، اکتشاف و ایجاد هستند نه فقط به سادگی ((تشخیص)). (کریستینسن و همکاران[4]، 1989؛ کانوی و مک گینس[5]، 1986 ؛ سین و همکاران [6]، 1999 به نقل از همان منبع)

 

ارزیابی فرصت. فرصتها در هر مرحله از توسعه خود ارزیابی میشوند، اگرچه ارزیابی ممکن است غیر رسمی یا حتی کلی باشد. افراد ممکن است بطور غیررسمی بررسی مفروضات خود درباره نیازهاي بازار یا منابع یا ابداعات جدید را انجام دهند تا وقتی که به این نتیجه برسند که چیز دیگري براي ملاحظه کردن باقی نمانده است، یا اینکه بررسی رسمیتر امکانسنجی مناسب است. این ارزیابی ممکن است با دیگران در میان گذاشته نشود تا زمانی که نیاز به منابعی براي بررسی هاي بیشتر پیش بیاید.

 

مباحث اولیه بیان می کنند که کارآفرینان فرصتهاي کسب و کار را توسعه میدهند تا براي صاحبان منافع در شرکتها ارزش ایجاد کنند. درحالیکه عناصر فرصت تشخیص داده میشوند، فرصتها ساخته می شوند، یافت نمیشوند. بررسی دقیق و تحلیل حساسیت نیازهاي بازار و منابعی که مورد بهره برداري بهینه قرار نگرفته اند میتوانند به کارآفرین کمک کنند که اقدام به توسعه یک فرصت کند (چه منجر به راه اندازي یک کسب و کار بشود و چه نشود)، اما فرایند توسعه فرصت شامل وارد کردن خلاقیت توسط کارآفرین نیز هست. بنابراین توسعه فرصت می تواند یک واژه دقیق تر برای فرآیند شناسایی فرصت باشد. نیاز یا منابع تشخیص داده شده نمی تواند بدون این توسعه تبدیل به یک کسب و کار معتبر شود.

اکنون میتوانیم مفاهیم عمده اي که در نظریه ما قرار دارند را معرفی کنیم: فرصت، شناسایی فرصت، توسعه فرصت و ارزیابی فرصت

[1] Pavia,1991in Ardichvili,2003

[2] Hills

[3] De Koning

[4] Christensen et al

[5] Conway and McGuinness

 

[6] Singh et al

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه: