ویژگی درگیرکارشدن:”پایان نامه درباره فرهنگ سازمانی”

ویژگی درگیرکارشدن

تمرکزداخلی: فرهنگ سازمانی که ویژگی آن درگیرشدن بالای کارکنان درکارباشدبه طوری قوی درگیری ومشارکت کارکنان رادرفعالیت­های مختلف سازمان موردتشویق قرارمی­دهدوحس مالکیت و مسئولیت[1]رادرآن­هابه وجودمی­آورد؛حس مالکیت موجب ایجادتعهدبیشتری به سازمان شده وقابلیت­های استقلال را درکارکنان افزایش می­دهد. دراین­گونه فرهنگ کارکنان به سیستم­های کنترل ضمنی[2] داوطلبانه تأکیددارند تا به سیستم­های رسمی روشن وبوروکراتیک[3] و سازمان به طور پیوسته کارکنان خود را توانمندمی­سازند و قابلیت­های آن­ها را درتمامی سطوح سازمان ارتقاءمی­دهند. درنتیجه تمامی افراد سازمان از مهارت و توانایی لازم برای تصمیم­گیری درزمینه کارخود برخورداربوده وهمچنین به دلیل دریافت اطلاعات ازاعضای سازمان، کیفیت تصمیمات و اجرای آن­ها بالا است (گیلسپی و همکاران[4]،2007).

شاخص­های ویژگی درگیر کارشدن عبارتند از: توانمندسازی[5] تیم­گرایی[6] توسعه قابلیت­ها[7] افراد توانمند دارای اختیار[8] خلاقیت[9] وتوانایی اداره کارخود هستند.

1-توانمندسازی موجب ایجادحس مالکیت ومسوولیت نسبت به سازمان می­شود(بیچ،1993).

2-تیم­گرایی :فرهنگ تیم­گرایی به میزان ارزشی که برای کارمشارکتی درجهت اهداف مشترک و برای این­که تمامی کارکنان احساس مسؤولیت دوگانه نماینداطلاق می­شود.سازمان­های تیم­گراوابسته به تلاش­های تیم برای انجام کارهاهستند(بوچل[10]،2003).

3-توسعه قابلیت­ها:سازمان­هابه این سبب برروی توسعه قابلیت­های کارکنان سرمایه­گذاری می­کنند که همچنان رقابتی باقی بمانندونیازهای مداوم کاری رابرطرف نمایند(دنیسون ونیل[11]،1996).

    ویژگی سازگاری

سازگاری عبارت است از توجه به الزامات محیط کاری درفعالیت­ها، سازمان­های سازگار در برگیرنده سیستمی از هنجارها و اعتقاداتی هستندکه قابلیت دریافت، تفسیرواعمال علایم محیطی را  در تغییرات رفتاری درونی سازمان افزایش می­دهد و شانس بقاء، رشدوتوسعه سازمان را بالا می­برند. سه بعد از سازگاری بر روی اثربخشی سازمان اثر می­گذارد: نخست: توانایی درک و واکنش به محیط بیرونی؛ سازمان­های موفق تمرکززیادی برروی مشتریان و رقبای خوددارند. دوم: توانایی برای واکنش به مشتریان درونی بدون توجه به سطح بخش یا عملکرد.سوم: توانایی دوباره­سازی  و رسمی کردن مجدد مجموعه­ای ازرفتار وفرآیندهایی که به سازمان اجازه سازگاری می­دهند. سازمانی که ازتوانایی اجرای پاسخ­های سازگارانه برخوردار نباشند از اثربخشی لازم برخوردار نخواهد بود (گیلسپی و همکاران،2008).

شاخص­های ویژگی سازگاری عبارتنداز: ایجادتغییر[12]مشتری­مداری[13] یادگیری سازمانی[14]

1-ایجادتغییر: فرهنگ سازمانی که ازسطح بالای شاخص ایجادتغییربرخوردارباشدتوانایی ارایه شیوه­های سازگار برای دست یافتن به نیازهای متغیرخودرا دارا است. این­گونه ازسازمان­ها دارای توانایی پی بردن به محیط کاری خودبوده و به سرعت به روندهای موجود پاسخ می­دهند؛ همچنین تغییرات آتی را پیش­بینی می­نمایند (نادلر،1998).

2-مشتری­مداری:سازمان­های مشتری­مداراغلب مشتریان خودرابه خوبی می­شناسندوبه آن­هاپاسخ داده و نیازهای آتی آن­هاراپیش­بینی می­کنند.مشتری­مداری منعکس­کننده درجه­ای ازاهمیتی است که سازمان­ برای راضی نمودن مشتریان قائل است(بوچل ودنیسون،2003).

3-یادگیری سازمانی: درسازمانی که دارای سطح بالایی از ویژگی یادگیری سازمانی است، افراد دایماتوانایی خودرابرای خلق نتایجی که برای آن­ها واقعامطلوب است افزایش می­دهند. سازمان یادگیرنده جایی است که الگوهای ذهنی جدیدو گسترده­ای پرورش یافته و افراد دایما می­آموزند که چطور با یکدیگر بیاموزند. این­گونه سازمان­ها به جهت تشویق، نوآوری، کسب دانش و توسعه قابلیت­ها علائم را از محیط دریافت، تفسیر و در فرصت­ها اعمال می­کنند(دنیسون و نیل، 2000و سنگه،1990).

ویژگی یکپارچگی

یکپارچگی عبارت است ازارزش­هاوسیستم­هایی که مبنای یک فرهنگ قوی را تشکیل می­دهند. سازمان­های یکپارچه به سبب برخورداری ازیک فرهنگ باثبات،هماهنگ ومنسجم گرایش بالایی به اثربخشی دارند.دراین­گونه سازمان­هارفتاراعضاریشه درمجموعه­ای ازارزش­های مرکزی داردوپیروان آنان دارای مهارت بالایی برای دستیابی به توافق حتی برسرمسائل پیچیده هستند.سازمان­های یکپارچه تدوین­کننده یک گرایش ومجموعه­ای از نظام­های سازمانی هستندکه یک سیستم درونی برمبنای حمایت ورضایت طرفین راایجادمی­نمایندودارای کارکنانی باسطح تعهدبالا،مجموعه­ای ازارزش­های بنیادین شیوه­ای مجزابرای انجام کارومجموعه­ای روشن ازبایدهاونبایدهامی­باشند.یکپارچگی فرهنگی قوی بر مبنای سیستمی مشترک ازاعتقادات،ارزش­هاونشانه­هارابه وجودمی­آوردکه کاملاتوسط اعضای سازمان قابل فهم است واین سیستم­های کنترل ضمنی ونامحسوس برمبنای ارزش­های درونی­شده می­توانند وسیله­ای مؤثربرای دستیابی به هماهنگی وانسجام نسبت به سیستم­های کنترل بیرونی باشندکه وابسته به قوانین ومقررات روشن هستند.قدرت این شیوه عملیاتی زمانی که اعضای سازمان با موقعیت­های ناآشنامواجه می­شوندمحرزمی­گردد.یکپارچگی افرادراقادرمی­سازدتا واکنش مناسبی را در شیوه­ای قابل پیش­بینی به یک محیط غیرقابل پیش­بینی (باتأکیدبراصولی برمبنای ارزش­ها) از خودنشان دهند (دنیسون،1990،دنیسون ومیشرا[15]،1995).

[1].Ownership and Responsibility.

[2].Implied Control Systems,

[3].Bureaucratic

[4].Gillespie and etal

[5].Empowerment

[6].Team Orientation

[7].Capability Development

[8].Authority

[9].Team Orientation

[10].Buchel

[11].Denison and Neal

[12].Customer Change

[13].Customer Focus

[14].Organizational Learning

[15].Denison and Mishra

لینک جزییات بیشتر و دانلود این پایان نامه: