مهارت ها و توانایی های شناختی، به عنوان نخستین حوزه محوری مدل چهار بعدی، توجه نسبتا وسیعی را در ادبیات مربوط به کفایت اجتماعی دریافت کرده است
از عناصر اساسی در این حوزه، اکتساب دانش فرهنگی و اجتماعی است که کودکان باید برای عملکرد موثر در جامعه در جریان رشد و نیز به هنگام بزرگسالی، در اختیار داشته باشن (فلنر و همکاران، 1990)

دومین عنصر اصلی در حوزه مهارتهای شناختی، توانایی ir/%d8%aa%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85-%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/ ” title=”تصمیم گیری”>تصمیم گیری بین فردی از یک طرف و غی رشخصی[1] از طرف دیگر ایجاد شود (فلنر و همکاران، 1990)
این مهارتها، که حل مسأله بین فردی – شناختی خوانده می شوند، عبارتند از توانایی :

1)ایجاد راه حل های بدیل مسأله

2) پیدایش طرح های عملی و کارآمد برای رسیدن بهاهداف مطلوب

3) پیش بینی پیامد رفتارهای برگزیده برای اجرا

4) ارزیابی موثر پیامدهای بالقوه

مهارت های حل مسأله غیر شخصی نیز با فرایندهای مشابهی مفهوم سازی شده اند، ولی به طور مستقیم با موقعیت ها و مسائل بین فردی ارتباطی ندارند

سومین حوزه اصلی مهارتهای شناختی به پردازش اطلاعات و دقت و انطباق نظرات و باورهای منتج در خصوص خود، دیگران و محیط پیرامون مربوط می شود
در این حوزه به روشهایی که خطاها و ir/%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%8c-%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ba%db%8c%d8%b1-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%db%8c%d8%8c%d8%a8/ ” title=”باورهای غیر منطقی”>باورهای غیر منطقی افراد به هنگام تعبیر و تفسیر رویدادها موجب حالات ir/%d8%a7%d9%86%da%86%d9%87-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%85/ ” title=”اضطراب”>اضطراب زا و خشم ساز ناشی می شود
کودکان و نوجوانانی که خودشان را قادر به تعدیل پاسخ های عاطفی در چنین موقعیت هایی نمی بینند، نمی توانند راهبردهای حل مسأله را که قبلاً یاد گرفته اند به یوه انطباقی انجام دهند (دومین آمایه کفایت های اجتماعی موثر بر توانایی کودک در انطباق هیجانی، ظرفیت های عاطفی برای برقراری روابط مثبت با دیگران است (فلنر و همکاران، 1990)

مهارت های مبتنی بر عاطفه مورد نیاز برای برقراری روابط رضایت بخش عبارتند از ظرفیت برقراری پیوند مثبت و سازنده با دیگران، ایجاد و گسترش اعتماد و روابط حمایتی دو جانبه، شناسایی و پاسخ دهی مناسب به علایم هیجانی در عامل های اجتماعی و ایفای نقش به نحو عاطفی و همدلی، نارسایی این حوزه ها توانایی کودک را در انطباق اجتماعی در هر نقطه رشدمحدود می سازد (راینیکه و همکاران، 1991)

آمایه های انگیزشی و انتظارات

چهارمین و آخرین حوزه محوری مدل چهار بعدی بر جنبه «عملکرد» کفایت اجتماعی مربوط می شود
حتی موقعی که کودک دارای توانایی شناختی حل مساله می باشد تا رفتارهای معینی را برگزیند

ظرفیت نشان دادن رفتارهای برگزیده را نیز دارد و می تواند برانگیختگی هیجانی را نظم ببخشد، با این همه اگر اعمال مزبور خوشایند به نظر نرسند و یا اعمالی تلقی شوند که به نتایج ارزشمند نمی انجامند، کودک ممکن است در انجام آن با شکست مواجه گردد (فلنرو همکاران، 1990)

فلنر و همکاران (1990) سه حوزه جداگانه از عوامل انگیزشی و انتظارات را مشخص کرده اند که برای رفتار با کفایت اجتماعی حایز اهمیت هستند: ساختار ارزشی فرد، سطح رشد اخلاقی فرد و احساس اثر بخشی و کنترل خود
حوزه ای که توجه بیشتری را جلب کردهاست، ساختار ارزشی فرد می باشد
در این حوزه عواملی مانندانگیزش برای ir/%d8%b1%d9%88%d8%b4%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d8%b2%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3/ ” title=”عزت نفس”>عزت نفس نیز به طور دوجانبه جنبه های گوناگون کفایت اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد، مثلاً اگر کودک در پرداختن بهانواع مختلف تعامل های اجتماعی احساس کارآمدی کند احتمال آن می رود که به راهبردهای انطباقی مهمی دست زند که بدون چنین احساس کارآمدی باز داری می شوند (برای مثال، تلاش برای شروع و استمرار تعامل های مثبت با همسالان)
بررسی های تجربی درباره همبسته های انطباقی کفایت اجتماعی در میان کودکان و نوجوانان عموماً رابطه مثبتت معناداری بین شاخص های کفایت اجتماعی و بهداشت روانی نشان داده اند (کومپاس، ملکاونه و فوندارکارکارو[5]، 1988)

[1] – Impersonal

[2] – Cauce & Primarera

[3] – Sameroff & Fiese

[4] – Wachtel