رابطه بین توسعه بازار مالی و رشد اقتصادی در ایران

  • واسطه‎هاي مالي وجوه را از يك گروه (پس‎اندازكنندگان) مي‎گيرند و در اختيار گروه ديگر (بنگاهها) قرار مي‎دهند
  • هر يك از دو گروه از دريافت كنندگان و واگذاركنندگان بسيار بزرگ هستند تا بتوانند تنوع لازم را در دو طرف تأمين كنند
    با توجه به اين شرط، وضعيتي كه يك نفر به نفر ديگر پولي قرض بدهد، مورد بحث نيست
    به عبارت ديگر، اگر تعداد افراد در دو گروه زياد نباشد، واسطه گري مالي محسوب نمي‎شود
    (احسانی،1382)

2-9-3 مهمترين واسطه هاي مالي

در کشورهای پیشرفته موسسات مالی مختلفی وجود دارد، ولی در ایران مهم ترین آنها عبارتند از:

  • نهادهای سپرده پذیر(بانك هاي تجاري ,موسسات پس انداز ,بانکهای پس انداز,اتحادیه های اعتباری)
  • مؤسسات تأمين مالي
  • صندوق هاي بازنشستگي
  • شركت هاي بيمه(بیمه سوانح,ir/fa/tag/19/%D8%B1%D8%B4%D8%AF+%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C” title=”رشد اقتصادی”>رشد اقتصادی انجام شده است که این مطالعات بیشتر متوجه نظریه رشد درونزا بوده است
    ادبیات موجود در این موضوع توسط اقتصاددانانی که روی توسعه کار می­کنند­، به کار گرفته شده است تا نشان داده شود که توسعه بخش مالی­، آثار مثبت روی دانلود مقاله :

    irandoc
    ac
    ir/dashboard?q=%D8%AE%D9%84%D9%82+%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%B4&topic_4=422116″ title=”خلق ارزش”>خلق ارزش
    نمی­کند ؛ بازارهای مالی بایستی آزاد سازی شوند، و اجازه داده شود که نرخ سود وبهره آزاد باشد

    لوین [8]برتري نظري و شواهد تجربي يك رابطه مثبت را بين گسترش  بازار مالي و رشد اقتصادي نشان مي دهد
    » (حسینی،1387)

    مطالعات اولیه پژوهش­هاي نظري و تجربي نشان مي­دهد که بازارهاي مالي مي­توانند نقش مهمي در رشد اقتصادي بازي کنند
    قالي [9]در مطالعه­اي براي اقتصاد تونس به اين نتيجه رسيد که رابطه بلندمدت بين توسعه مالي و رشد اقتصادي وجود دارد  

    لوين و کانت[10] در مطالعه­اي رابطه مثبت ميان توسعه مالي و رشد اقتصادي در بلندمدت را مورد تأکيد قرار دادند  

    جيمز[11]در مطالعه­اي براي اقتصاد مالزي نشان داد كه توسعه­ي مالي از طريق افزايش پس­انداز و سرمايه­گذاري خصوصي، موجب رشد اقتصادي بالا در كشور مالزي شده است

    ريتاب[12]در مطالعه­اي براي کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا نشان داد که توسعه­ي بخش بانكي سبب افزايش رشد اقتصادي مي­شود
    همچنين رشد اقتصادي نيز توسعه­ي بخش بانكي را موجب مي­شود

    سليمان و آمر  [13]در مطالعه اقتصاد مصر به اين نتيجه رسيدند که توسعه­ي مالي از طريق افزايش منابع براي سرمايه­گذاري و افزايش كارآيي سرمايه­گذاري سبب رشد اقتصادي در اين كشور مي­شود  

    کينويرگيس و اسميت [14] در بررسي داده­هاي فصلي اقتصاد لهستان براي دوره­ي 2004-1994 به اين نتيجه رسيدند که اعتبارات و تسهيلات اعطايي به بخش خصوصي نيروي اصلي رشد اقتصادي است
    لذا توسعه مالي اثر مثبتي بر رشد اقتصادي دارد

    جون رابينسون [15]بر اين باور است که سيستم مالي پيرو بخش حقيقي اقتصاد است
    هر گاه بخش حقيقي اقتصاد توسعه يابد، بخش مالي نيز به دنبال آن توسعه خواهد يافت
    اما گروهي ديگر از اقتصاددانان اعتقادي به اهميت رابطه رشد و تأمين مالي ندارند

    دادگر (دادگر،1388)بر اساس اين مطالعات و مطالعات مشابه ديگر مي­توان يک نتيجه­گيري کلي داشت و آن اينکه هر كشوري كه از سيستم مالي كاراتري برخوردار است، مي­تواند انتطار نرخ رشد بالاتري را نيز داشته باشد

    اقتصاددانان در مورد اهميت سيستم مالي در توسعه اقتصادي، نظرات متفاوتي دارند
    جان هيکس (1969) معتقد است که سيستم مالي از طريق تجهيز سرمايه براي طرح­هاي بزرگ، در آغاز انقلاب صنعتي نقش حياتي را داشته است
    جوزف شومپيتر (1912) اظهار مي­دارد که بانک­هاي خوب، با شناسايي و تأمين مالي کارفرماياني که بيشترين شانس براي توليد محصولات جديد و يا اجراي طرح­هاي ابتکاري دارند، موجب تقويت نوآوري­هاي تکنولوژيکي مي­شوند
    روبرت لوکاس (1988) معتقد است که اقتصاددانان بيش از اندازه بر نقش عناصر مالي در رشد اقتصادي تأکيد دارند (احسانی،1383)

    آيا توسعه بخش مالي اقتصاد منجر به رشد و توسعه اقتصادي مي گردد؟ توجه به کارکرد بازارهاي مالي پاسخ سوال فوق روشن مي شود
    کارکردهاي مهم اقتصادي بازارهاي مالي عبارتند از: (حسینی،1387)

    تجهيز بيشتر پس انداز

    تخصيص بهينه سرمايه

    انتقال وجوه مازاد خانوارهاي علاقمند به سرمايه گذاري به افراد يا مؤسسات نيازمند به وجوه

    افزايش نقدينگي و كاهش ريسك مربوط به آن

    ايجاد شرايط براي مديريت ريسک

    کمک به فرآيند کشف قيمت­ها

    [1] – Smith1969

    [2] – Mckinnon,1973

    [3] – Shaw,1973

    [4] – Rajan,1998

    [5] – Zingales,1998

    [6] – Robine,1992

    [7] – Martin,1992

    [8] – Levine2000

    [9] – Ghali, 2008

    [10] – Levine and Demirguc-Kunt, 2008

    [11] – James, 2008

    [12] – Ritab, 2007

    [13] – Suleiman and Aamer, 2007

    [14] – Kenourgios and Samitas, 2007