ابعاد کلیدی پنهان در مفهوم اعتماد چه چیزهائی است؟ مطالعات و تحقیقات اخیر پنج بعد را شناسائی کرده اند:

  • صداقت[1]: که بر درستی و شرافت، روراستی و راستگوئی دلالت دارد
    به نظر می رسد که به هنگام ارزیابی میزان قابل اعتماد بودن دیگری این بعد با اهمیت تر از بقیه باشد (بدون درک ویژگی اخلاقی و صداقت اولیه ی دیگران، دیگر ابعاد اعتماد معنی نخواهد داشت) (رابینز، 2003: 145)
  • شایستگی[2]: دانش و مهارت های میان افراد و دانش و مهارت های فنی را دربر می گیرد
    اگر شخصی که درباره ی چیزی صحبت می کند، نسبت به آن اشراف کامل داشته باشد، شما احتمالاً گوش فرا می دهید یا وابسته به کسی می شوید که توانائی های او مورد احترام شماست
    شما نیاز دارید تا به این باور برسید که شخص، مهارت ها و توانائی های انجام کاری را دارد که او صحبت از انجام آن ها را می کند
  • ثبات[3]: به پایائی، پیش بینی پذیری و قضاوت مناسب در برخورد با وضعیت ها دلالت دارد
    نداشتن ثبات در گفتار و عمل از اعتماد می کاهد
    این بعد برای مدیران بسیار مناسب است
    هیچ چیز زودتر از ناهماهنگی میان آنچه مدیران اجرائی موعظه می کنند و آنچه انتظار دارند همکارانشان به آن عمل کنند، مورد توجه قرار نمی گیرد
  • وفاداری[4]: یعنی میل و علاقه به حفظ آبروی دیگری داشتن
    اعتماد مستلزم این است که شما بتوانید به شخصی وابسته شوید که مترصّد فرصت نیست

صداقت

 

  • رک و راست بودن[5](صراحت): شما می توانید به کسی تکیه کنید که برای شما تمام حقیقت را بازگو می کند (رابینز، 2003: 175)

 

ثبات          شایستگی

راستی           وفاداری

 

 

 

 

نگاره ی (2-2)
ابعاد اعتماد (رابینز، 2003: 145)

 

2-1-5-2 ابعاد اعتماد از دیدگاه مایر و همکاران او

نظریه پردازانی چون مایر، داویس و اسکورمن[6]، (1995)؛ مک نایت، چودهاری وکاسمار[7]، (2002) برای اعتماد، سه بُعد توانائی یا شایستگی، نوع دوستی یا نیکوکاری و امانت داری یا درستی را در نظر گرفتند (مایر و همکاران، 1995)