بازاریابی حسی:پایان نامه درمورد بازاریابی حسی

بازار گردی: بازار گردی به معنای گردش کردن و حضور در بازار یکی از ابعاد علم مارکتینگ است .این پذیرفته نیست که بگوییم اگر مدیر یا سرپرست قابل و شایسته باشد تمام اطلاعات را از محل کار خویش و یا پشت میز کسب خواهد کرد .باید پذیرفت که پشت میز جای کوتاهی برای دیدن بازار است(درگی،1388: 124) در بازارگردی بازاریاب به منظور یافتن ایده ها و روش های جدید کار باید در بخش های مختلف بازار حضوری فعال داشته باشد. مهم ترین نقش این بعد تقویت و گاهی هم تغییر در دید بازاریاب می باشد چرا که وی را وادار می سازد تا بیشتر از دیگران با تحولات بازارها آشنا شوند(مناجاتی،1389: 15).

8) بازارسنجی:یعنی تحلیل موقعیت بازار با توجه به آن چه بودیم و داشتیم ،و آن چه هستیم و داریم و آن چه بایستی داشته باشیم. یعنی ارزیابی فعالیت های موسسه و یافتن نقاط ضعف و قوت سازمان ها و به عبارت بهتر اندازه گیری عملکرد و یافتن انحرافات و میزان انحراف از برنامه های پیش بینی شده جهت اصلاح امور و جلوگیری از بروز اشتباهات بعدی و نهایتا به معنای نظارت و کنترل دائمی عملکردهای پیش بینی شده سازمان می باشد.

9)بازارگردانی:یعنی مدیریت بازار و شامل برنامه ریزی ،اجرا و کنترل امور مختلف بازاریابی است.به عبارت بهتر بازارگردانی یعنی انجام فعالیت های دائمی بازارگرایی،بازارشناسی ، بازاریابی ،بازارسازی، بازارگرمی، بازارگردی، بازارسنجی و بازارداری  (سید خندان،شکوری گرکانی،1391).

10) بازارکاهی: در نوشته های قبلی واژه های بازارگرایی،بازارشناسی،بازاریابی،بازارگرمی،بازارسازی بازارداری، بازارگردی،بازارسنجی و بازارگردانی مورد بررسی قرار گرفتند که تمام این موارد نه گانه در راستای افزایش تقاضا بکار گرفته می شوند،اما عملیات بازارکاهی به معنای اجرای فعالیت ها و تاکتیک هایی است که هدف آن کاهش تقاضای مشتری است.یکی از مواردی که در بازارکاهی مورد استفاده قرار می گیرد درهنگام تصمیم گیری سازمان برای حذف یک محصول و همزمان جایگزین کردن آن محصول جدید در بازار است . در این هنگام نباید بصورت ناگهانی نسبت به حذف محصول اقدام کرد ،چون در آن صورت مشتریان وفادار شده به آن محصول را از دست خواهید داد. بهتر است هر دو محصول قدیم و جدید را مدتی با هم عرضه کنید.اما با  برشمردن ویژگی ها،مزایا و منافع محصول جدید ،سلیقه و ذائقه مشتریان را کم کم به سمت محصول جدید سوق دهید.همانطور که ورود محصول جدید به بازار به علم و هنر سازمان وابسته است ،خروج عالمانه و هوشیارانه نیز نیازمند بکارگیری علم و هنر است(درگی ،1388: 132).

بخش دوم :بازاریابی حسی

2-2-1  بازاریابی حسی چیست؟

در رقابت فشرده کنونی که شاخصه اش بازارهای پرشمار مصرفی و شرکت های بین المللی است ،توسعه مزایای رقابتی جدید برای بسیاری از محصولات و برندها اهمیتی فزاینده می یابد . این موضوع برای شرکتی ضرورت روزافزون دارد که برای رفع نیازها و خواسته های فردی مشتریانش بویژه در بخش خدمات تلاش می کند تا عملکردی موفقیت آمیز داشته باشد (هولتن ،2009 : 37).

مشتریان همواره از طریق مناقصه ها،تبلیغات بازرگانی  فوق ستاره ها،تیزرهای تلویزیونی و تبلیغات پیامکی در معرض برندهای گوناگون قرار دارند این در معرض قرارگیری بوسیله فناوری دیجیتال به عنوان نیروی نخستین تغییر عمدتا از طریق اینترنت و ارتباطات تلفنی امکان پذیر شده است .فناوری به افراد آزادی انتخاب بیشتری می دهد و از طریق ساده تر ،سریع تر و مهیج تر کردن روندها ،سبب تسهیل و روان تر شدن زندگی کاری و روزمره آنان شده است. در عین حال ماحصل آن ،رفتار جدید “روشن و خاموشی”[1] به ویژه در میان نسل های جوان تر است که در طول روز به طور متناوب اقدام به قطع و وصل ابزار فناوری در زندگی می کنند.نمونه ای عالی از اهمیت فناوری دیجیتال آیفون اپل است که در ژوئن 2007 در ایالات متحده در برابر صف های  طولانی و هیجان زده طرفداران ارئه شد.علی رغم این واقعیت که بیشتر فناوری یاد شده مورد آزمایش قرار نگرفته بود ،لیکن وجود قابلیتهای مختلفی هم چون فیلم برداری ،پخش ام پی تری،ویدئو و دسترسی به اینترنت در یک گوشی موبایل برای بسیاری از مشتریان انگیزه بخش بود . نکته قابل توجه اینکه اپل به منظور اهمیت بر حس لامسه به عنوان یکی از حواس پنجگانه انسان از صفحه کلید لمسی به جای صفحه کلید معمولی استفاده کرده بود .این روند گذار از بازاریابی سنتی تری که هنوز تمرکزش بر مشخصات و ویژگی های محصول و همچنین بر برندسازی است را به سمت نوعی از بازاریابی نشان می دهد که کانون توجه آن خود محصول به عنوان یک تجربه است از این پس برندسازی ،دیگر فقط سهم شرکت در بازار نیست ،بلکه به “سهم شرکت در قلب و ذهن مشتری “نیز اطلاق می شود و این نقطه کانونی چارچوب بازاریابی حسی است .به همین دلیل برای بسیاری از شرکت ها جهت داشتن حضوری قوی تر در رقابت محصولات پرمصرف ،چشیده شدن، بوییده شدن، دیده شدن ، شنیده شدن یا لمس شدن اهمیت بیشتری می یابد . اهمیت این نکته با توجه به این حقیقت بیشتر می شود که اکنون سطح توقع و تقاضای بسیاری از مشتریان بسیار افزایش یافته و درصدد دستیابی به خودکام بخشی از طریق محصولات مختلف هستند تا سبک زندگی و منحصربفرد بودن خود را به دیگران نشان دهند . بنابراین شرکتی که بدنبال “سهم داشتن در قلب و ذهن” است نسبت به شرکتی که در جست و جوی سهم سنتی بازار است شانس بیشتری برای جذب مشتری دارد

[1] On-and-Off Behavior

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه: