اقتصادو گردشگری:/پایان نامه درباه بوم گردی

 اثرات اقتصادی گردشگری

جذابيت‌های پيامدهای اقتصادی توسعه جهانگردی به گونه ای است که پيش از هر چيز ديگری جلوه گری می کند. به همین دليل مطالعات اوليه در مورد تأثيرات جهانگردی در دهه ١٩۶٠، بيشتر بر آثار مثبت اقتصادی آن متمرکز بوده است اما در دهه ١٩٧٠، پيامدهای اقتصادی جهانگردی با ديد تازه تری توسط پژوهشگران بررسی و تحليل شد. در اين دوره بيشتر رويکردهای منفی توسعه  جهانگردی حاکم گرديد. در دهه‌های ١٩٨٠ و ١٩٩٠، بر اساس انتقادات صاحب نظرانی مانند چين تأثيرات مثبت و منفی، به طور متوازن و همزمان مورد توجه و بررسی قرار گرفت (Crompton , 1998:130). اشتغال زايی، ايجاد درآمد برای مردم بومی، کاهش فقر، افزايش سرمايه گذاری و توسعه  زيربناهای اقتصادی، از جمله مهمترين اثرات اقتصادی توسعه  جهانگردی به شمار می رود که در بسياری از منابع از آن ياد شده است. برخی مطالعات راجع به نگرش مردم محلی، حاکی از وجود پاره ای مشکلات در مورد آثار اقتصادی توسعه جهانگردی است. به عنوان مثال، بررسی ديدگاه ساکنين يک مقصد گردشگری در ترکيه نشان دهنده نگرانی و اعتراض،  آنها نسبت به اشتغال زايی و درآمدزايی برای مردم محلی است. به نظر آنها، نيروی کار مورد نياز فعاليت‌های گردشگری، از مناطق ديگر تأمين شده است و درآمدهای توليد شده فصلی بودن از منطقه آنها، خارج و در جايی ديگر مصرف می شود (Goeldner , 2009:668). اغلب مشاغل گردشگری، عدم بنيه مالی کافی برای سرمايه گذاری در زمينه گردشگری توسط جامعه بومی و قدرت گرفتن سرمايه گذاران غيربومی، عدم به کارگيری جامعه محلی در مشاغل کليدی و پست‌های بالای سازمانی در شغلهای گردشگری، عدم مشارکت آنها در سياست گذاری‌های مربوط به توسعه توريسم و غیره از اثرات منفی اقتصادی جهانگردی محسوب می شود (کاظمی، 1380:8-6).

2-2-2-3 اثرات فرهنگی و اجتماعی گردشگری

متداول ترين مسير برای طرح اثرات گردشگری تقسيم بندی آن به آثار مثبت و آثار منفی است. پيش از آن بايد به اين نکته توجه داشت که تأثيرپذيری جامعه ميزبان به عوامل مختلفی بستگی دارد. از جمله اين عوامل می توان به تعداد گردشگران، مدت زمان حضور آنها در منطقه، نوع گردشگران، هدف آنها از سفر، نوع مقصد و نوع جاذبه اشاره نمود. توانمندی‌های فرهنگی و اجتماعی جامعه ميزبان و يکپارچگی فرهنگی آنها نيز از عواملی است که در کاهش اثرات منفی گردشگری نقش به سزايی دارد.مردم محلی با نگرش، آداب و رسوم و ويژگی‌های فرهنگی – اجتماعی گردشگران از مناطق مختلف آشنا می شوند که اين به خودی خود ارزش محسوب می شود. به همين دليل است که از گردشگری به عنوان ابزار صلح جهانی و گفتگوی تمدنها سخن به ميان می آيد. اين مسئله در جوامع بسته و در بلند مدت می تواند به باز شدن فضای اجتماعی و فرهنگی و تعامل پذيری بيشتر آنها بيانجامد. اين موضوع در بعد ناخوشايد خود می تواند معنايی از تهاجم فرهنگی محسوب شود، اما شکل مديريت شده آن همراه با انتخاب بازار هدف گردشگری از سوی مديريت مقاصد، مفهوم توسعه فرهنگی را به دنبال دارد. منتقدين توسعه گردشگری بر اين باورند که گردشگری به گسترش پديده‌های نابهنجار اجتماعی مانند فحشا، ترويج استعمال مواد مخدر، قماربازی و غیره منجر می شود. بسياری از کشورها از جمله ترکيه، تايلند، مالديو، سريلانکا، کوبا و… به سرزمین‌های جذابی برای گردشگران به ويژه اروپايی و غربی تبديل شده اند که تنها برای تفريح و لذت بردن و استفاده از آفتابی که در کشورهای خود از آن محرومند، به اين مقاصد سفر می کنند. مسلماً جذب اين نوع مخاطبان، افزايش ميزان تأثيرات اجتماعی و فرهنگی منفی را به دنبال دارد (رنجبران و زاهدی، 127-1385:123). از مشکلات اساسی در سنجش اثرات فرهنگی- اجتماعی گردشگری، دشواری تمايز قائل شدن ميان آنها و ساير اثرات است که به دشورای ارزيابی آنها می انجامد. اين امر تا حدی تبين کننده آن است که چرا اثرات فرهنگی- اجتماعی در گذشته نسبت به اثرات اقتصادی کمتر اهميت داشته است. بيشتر مطالبی که در مورد اثرات فرهنگی- اجتماعی گردشگری به رشته تحرير در آمده است، بر پايه تحقيقاتی استوار بوده که نيازمند کسانی بوده است که واقعاً مبتلای اين اثرات بوده اند تا بتوانند به ارزيابی اين اثرات بر خود يا ديگران بپردازند. اين شکل از تحقيقات در مقايسه با رويکردهای کمّی تر مورد استفاده در سنجش و ارزيابی اثرات اقتصادی مانند ضريب تکاثری، بيشتر گرايش به کيفی و ذهنی بودن دارند (ترابیان، 1387:29). افزايش و يا کاهش تأثيرات منفی گردشگری تا حد زيادی به سياست‌های کلان و دورنمای برنامه ريزان سفر در کشورهای مقصد و اهداف آنها از توسعه توريسم بستگی دارد. با توجه به ملاحظات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی کشور ايران، گردشگران بين المللی که ايران را به عنوان مقصد انتخاب می کنند، با اين ملاحظات به خوبی آشنا هستند و در بسياری از موارد، آنها را رعايت می کنند. نظرسنجی‌های مختلف از سوی راهنمايان تور، صاحبان اقامتگاه‌های توريستی، جامعه ميزبان و ساير افراد و گروه‌هايی که با توريست‌های خارجی که به ايران می آيند در ارتباط هستند، اين عقيده را تأييد می کند.