پایان نامه ارشد: -ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی -متن …

ir/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C/”>دانلود پایان نامه : ارتباط بین حسابداری محافظه کارانه وبحران مالی در شرکتهای پذیرفته شده در بورس

مقاله :

ir/search/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C+%D9%87%D8%A7/” title=”دارایی ها”>دارایی ها و حفظ حقوق سایر گروه های ذینفع در برابر سوء استفاده مدیران و سایرین است
در اینجا محافظه کاری به وسیله شناخت نابرابر زمان سود در مقابل زیان، ir/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%b1%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d9%88%d9%86/” title=”ورشکستگی”>ورشکستگی

یکی از راه هایی که می توان با استفاده از اطلاعات حسابداری و نسبت های مالی به بهره گیری مناسب از فرصت های سرمایه گذاری و همچنین جلوگیری از هدر رفتن منابع کرد، پیش بینی ir/search/%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86+%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C/” title=”بحران مالی”>بحران مالی

میشکین (1992)، آنچه را که بحران مالی نامیده می شود و اینکه چگونه رخ می دهد را با یک تعریف دقیق بیان می کند:

“بحران مالی اختلال در بازارهای مالی است که در آن، مسائل انتخاب نامطلوب( معکوس) و مخاطرات اخلاقی بسیار بدتر شده است، به طوری که بازارهای مالی قادربه هدایت وجوه به نحو احسن برای کسانی که فرصت های های سرمایه گذاری مولد دارند، نمی باشد
” بحران مالی باعث وحشت در دنیای تجارتو بخش بانکداری می شود
(رمون اسمیت،2012)
وقتی این اتفاق می افتد، بانک مرکزی تلاشمیکنداز طریقفراهم کردن نقدینگیدر سیستم مالیازاختلالاتمضرمالی جلوگیری نماید
پنج عامل اولیهوجودداردکه می تواند بهبدترشدنقابل توجهمیزانانتخاب معکوسومخاطرات اخلاقیدربازارهای مالی،که باعثبحرانمالی می شوند،منجرشود
این عوامل عبارتند از:

  • افزایش نرخ بهره،
  • کاهش بازارسهام،
  • افزایش عدم اطمینان،
  • هراس بانکی و
  • کاهش پیش بینی نشده سطح قیمت کل
    این عوامل در بحران اعتباری سال 2008،که در این مطالعه مورداستفاده قرارمیگیردنیز مشهود است
    (رمون اسمیت،2012)

2-4-18  ظهور بحران 2008 آمریکا

همچنان که می دانیم بازارهای مالی به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: بازار پولی که در برگیرنده بازار بین بانکی است و بازار سرمایه و سهام که بازارهای شرکت های مختلف را دربر می گیرند
برخی از بازارها هم به هر دو این بازارها ارتباط می یابند
در بازار پولی معمولا آنچه برای بانک ها و موسسه های پولی ایجاد درآمد می کند، قرض دادن به دیگران برای کسب سود است
در ir/search/%D9%82%DB%8C%D9%85%D8%AA+%D8%B3%D9%87%D8%A7%D9%85/” title=”قیمت سهام”>قیمت سهام و ir/search/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%86%DA%AF%DB%8C/” title=”نقدینگی”>نقدینگی به بازار مسکن، قیمت ها، شوق مردم و موسسه های مالی را در دریافت و پرداخت وام بیشتر می کرد، زیرا در ظاهر همه تنها سود می کردند
تا اینکه بخشی از وام گیرندگان نتوانستند از عهده پرداخت اقساط وام خود برآیند و خانه هایشان از سوی این موسسه ها در حراج فروخته می شد
در اثر حراج های پی درپی، قیمت ها در بازار مسکن شروع به کاهش کرد
به طوری که برخی از وام گیرندگان توانایی پرداخت قسط های خود را هم داشتند، اما به دلیل غیراقتصادی شدن مسکن از پرداخت اقساط خودداری می کردند و تن به حراج ملک خود می دادند
همین دلیل باعث شد تا این موسسه ها زیان کنند و با بحران مواجه شوند
(معاونت مطالعات اقتصادی و توسعه بازار بورس اوراق بهادار تهران،1387)

این امر موجب استقبال متقاضیان وام و رشد بسیار سریع بازار مسکن غیرواجد صلاحیت شد
این افراد طبعا به هنگام بازپرداخت وام ها با مشکل مواجه شدند و از انجام تعهدات خود باز ماندند
پرداخت پلکانی اقساط این وام ها بر دشواری آن افزود، زیرا بازپرداخت وام ها در سال های نخست به دلیل اندک بودن اقساط در نظر گرفته شده، امکان پذیر بود
اما بر اساس قرارداد سود وام در سال های بعد به روز می شد و به همین جهت با افزایش ناگهانی مبلغ اقساط، شمار روزافزونی از دریافت کنندگان نتوانستند به تسویه بدهی خود بپردازند
بدین ترتیب، بانک ها 2
2 میلیون مسکن را در ایالات متحده به دلیل ناتوانی مردم در پرداخت به موقع اقساط، به حراج گذاشتند
حراج این تعداد خانه به نوبه خود، بهای مسکن را در آمریکا کاهش داد
مردم که درنتیجه کاهش بهای مسکن، زیان دیده بودند، از پرداخت اقساط وام خود سرباز زدند و درنتیجه بحران، ابعاد تازه ای به خود گرفت
به بیان دیگر، ریشه بحران کنونی را باید در شکل گیری حباب مسکن فرعی و ترکیدن آن در 6ماهه گذشته جست وجو کرد
نکته بعد این است که شرکت های وام دهنده آگاه بودند که وام گیرندگان واجد شرایط نیستند و از همین رو، خود به فروش و کم کردن این وام ها مبادت ورزیدند
به بیان دیگر، موسسه مالی که مقدار قابل ملاحظه ای وام در اختیار افراد غیرواجد صلاحیت قرار داده بود، آنها را به موسسات مالی دیگر و به طور عمده موسسه های مالی بازنشستگی(CDO) بودند یا دیونی با درجه نسبتا پایین را خریداری کرده بودند
برای اینکه خود را در برابر ریسک های احتمالی پوشش دهند، شرکت های تازه تاسیس کردند
در نتیجه، سازوکارهای سرمایه گذاری جدیدی با عنوان ابزار ویژه سرمایه گذاری پدید آمد
(معاونت مطالعات اقتصادی و توسعه بازار بورس اوراق بهادار تهران،1387)